Page 315

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 315 اگر شما بتوانيد سوسياليسم را تعریف (define) کنيد، در واقع شما آن ر ا تبدیل به ماده (material) کردید و سوسياليست ها اگرچه با جنون دیالکتيک م ا تریاليسم شروع می کنند اما در عمل با متریال کردن خود کلمه سوسياليسم مخالفند چون جلوی شعارهای جادویی آن را می گيرد!

در واقع به لحاظ معنایی و عملکردی، هر آنچه ما در تعریف خدا ناتوان هستيم، با حذف خدا از تعاریف، به شکل ناتوانی در تعریف سوسياليسم در می آید چرا که سوسياليسم خودش می خواهد" خدای وحدت وجودی و مناد و جمع گرایانه زمينی به شکل دولت باشد " پس باید تعریف ناپذیری و وصف ناپذیری خداوند را"جعل" کند. این"جعل" کردن مفاهيم توسط شيطان را تا پایان کتاب یک گوشه ذهن نگه دارید. تمام مسيری که می رویم یک"جعل شيطانی" .هم در کنارش دارد که باید حواس شما خيلی به آن جمع باشد To name something is to make it CONCRETE and make it less magical. نام گذاری و تعریفِ منضبط← عينیِکردن مفهوم ← کاستن از جادوییِبودن آن ←

ِبستن ِراه شعارهای سيال و فریبنده فرار از تعریف← شناور نگه ِداشتن مفهوم

ِحفظ
ِکارکرد
ِجادویی شعار

ِامکان
سوءاستفاده بی پایان

سوسياليسم/ عرفان/ دولت پرستی تعریفِ دین به مثابه نظام صوریِ با ثبات←

ِامکان ِّرد تفسيرهای متناقض ← ناممکنِشدن جادوگری با دین ←

ِبستن ِراه مصادره دین به نفع قدرت نمونه اسوالد موزلی و عرفان فاشيستی حاال می خواهم شما را با نقل قولی درباره اسوالد موزلی رها ،کنم که رهبر اتحادیه فاشيست های بریتانيا بود .این نقل قول از تاریخ نگاری می آید که بعضی جنبه های عجيب موزلی را می ،بيند اما نمی تواند توضيحشان ،دهد چون نمی داند دیالکتيک چيست .انتظار ندارم شما هم آن را ًکامال ،بفهميد اما دست کم خواهيد دید بيشتر این چيزها از کجا می آید .پس بشنوید: "برخالف محافظه کاری بدبينانه،اشپنگلر موزلی باور داشت که فاشيسم می تواند فرهنگ اروپایی را در ِقالب «شورشی عليه »سرنوشت نوسازی کند .سزارگرایی و ،علم انسان فاوستی و تمدنی را پدید خواهند آورد که جوانی خود را در ِپویایی پایدار نوسازی می کند." ( یعنی حرکت دائمی به سوی مرحلهِنهایی تاری )خ" و این، «اتحاد نهاییِ اراده و اندیشه برای دستاوردی بی حد» را پدید خواهد آورد." (یعنی یکی شدن دوباره خدا ) "فاشيسم جامعه ای خواهد ساخت که در آن انسان «می تواند همچون خدا شود و همچون جادوگر نيروهای جهان را مهار کند». او در لحنی عرفانی به پيتر ليدل گفته بود که پس از مرحله ،سزارگرایانه «نور »ابدی خواهد آمد . ،تامسون فاشيسم را تجلی قرن ِبيستمی «اراده برای بی»نهایت می دانست و موزلی را رهبری می دید که جهان را دگرگون خواهد .کرد"