Page 719
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 719 .که تصميم گرفتند یک جا مستقر شوند و کارها را بين یکدیگر تقسيم کنند تا رفاه بيشتری تجربه کنند به معنای دیگر، اصل تقسيم کار در یک تمدن، یک گزاره پيشينی است یعنی وجود یک تمدن به این معناست که از ابتدای .تشکيل، این اصل پذیرفته شده بود در این معنا، تمدن چيزی جز شبکه ای از اعتماد متقابل نيست. من امروز نان می خرم، چون مطمئنم نانوا نان را به بازار می آورد. نانوا گندم می خرد، چون مطمئن است کشاورز محصولش را عرضه می کند. کشاورز ابزار می خرد، چون مطمئن است آهنگر یا صنعتگر ابزار را به بازار می آورد. این زنجيره فقط با زور قانون سر پا نمی ماند؛ بر یک اصل عميق تر استوار است: هر کس حق دارد ثمره کار و مالکيت خود را در بازار آزاد عرضه کند و در مقابل، کاال یا خدمت مورد نيازش را به دست آورد . این همان پيمان نانوشته ای است که بدون آن، تقسيم کار فرو می پاشد.
کاال یا پول در این ميان فقط کاغذ یا عدد یا سکه نيست؛ نشانه ای فشرده از حق مبادله است. وقتی کسی پول یا یک کفاش که تعداد زیادی کفش درست کرده است ، معنایش این است که پيش تر در این شبکه،همکاری ارزشی توليد کرده یا به نحوی ،مشروع مالک چيزی شده و اکنون حق دارد آن را به نياز دیگری تبدیل کند .به همين ،دليل بازار آزاد فقط محل خرید و فروش نيست؛ ِترجمان عملی اصل تقسيم کار است. هرگاه کسی مانع شود که دیگران با پول یا دارایی مشروع خود، نيازهای ضروری شان را تأمين کنند، در حقيقت فقط یک معامله را مختل نکرده، بلکه به ریشه نظم تمدنی حمله کرده است. در این چارچوب، احتکار صرفاً یک رفتار اقتصادی ناپسند نيست؛ بلکه می ،تواند به یک کنش ضدتمدنی تبدیل شود. چرا؟ چون محتکر به ،ویژه در مورد کاالهای حياتی مانند غذا، آب یا انرژی ، تصميم می گيرد کاالیی را که باید در مدار مبادله باقی بماند، عمداً از دسترس خارج کند تا دیگران را در وضعيت اضطرار قرار دهد. او از کميابی طبيعی یا مصنوعی، برای کسب قدرت بر جان و معيشت دیگران استفاده می کند. اینجا غذا دیگر غذا نيست؛ ابزار سلطه است. یعنی کاالیی که باید در خدمت بقای جامعه باشد، به سالح تبدیل می شود . شاید یک کفاش یا توليد کننده گوشی تلفن همراه، تصميم بگير د احتکار کند اما هيچ کدام اضطرار ایجاد نمی کند و نهایتاً با تأخيری بيشتر از جانب یک تأمين کننده دیگری در شهر یا کشور دیگری به بازار می رسد. اما آب، غذا و انرژی این طور نيست و حذف ناگهانی ،آن از بازار آن هم در شرایطی که قحطی یا خشکسالی یا جنگ رخ داده باشد نقض اصل تقسيم کار و تبدیل یک کاال به اسلحه ای برای .نقض آزادی و حقوق مالکيت دیگران است تفاوت مهمی وجود دارد ميان ذخيره سازی متعارف و احتکار سلطه جویانه. هر انسانی حق دارد برای امنيت معيشتی خود و خانواده اش یا حتی آشنایان و بستگانش ، به ویژه در شرایط بی ثبات یا قحطی، مقداری ذخيره داشته باشد ، حال اصالً به اندازه مصرف یک یا دو یا پنج سال . این نه تنها نامشروع نيست، بلکه بخشی از عقل معاش است. اما این حق، تا جایی معتبر است که به ابزار محروم سازی دیگران و اسلحه تبدیل نشود. اگر کسی بيش از نياز ولو بدبينانه اش برای پنج سال ، آن هم در وضعيتی که جامعه با کمبود روبه روست، کاالهای حياتی را از بازار بيرون بک شد تا بعداً با قدرت بيشتری قيمت گذاری کند یا دیگران را به تسليم وادارد، دیگر با یک «تدبير شخصی» روبه رو نيستيم؛ با نقض اصل تقسيم کار روبه رو هستيم.