Page 284
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 284 ،کند نه آن که به ِتقویت سلطان جائر کمک کند. روایتِ نقل شده از امام صادق عليه السالم درباره مردی که در دیوان بنی اميه کار می،کرد در همين چارچوب قابل فهم است : اصل، تقویت نکردنِ دستگاهِ ظلم است؛ و راهِ نجات، توبه، بازگرداندنِ حقوقِ تضييع ِشده، و خروج اخالقی از منطقِ همدستی است. )روایت از امام صادق (ع درباره مردی که در دیوان بنی اميه کار می :کرد در روایت هم آمده که برای سلطان جائر اگر مجبور شدید کار کنيد، در حدی کار کنيد که مشکل شيعيان حل شود، نه اینکه باعث تقویت سلطان جائر شوید. ّوفای امام صادق ع به توبه فردی که در دستگاه بنی اميه کار می کرد عبد الل ه بن حمّاد از علی بن ابی حمزه نقل می کند که مرا دوستی بود از نویسندگان امور اداری بنی ،اميه به من گفت :از حضرت صادق عليه السالم اجازه بگير تا من خدمت آن بزرگوار ،برسم از حضرت اجازه ،گرفتم حضرت اجازه ،دادند وقتی بر حضرت وارد شد سالم کرد و نشست و گفت : فدایت ،شوم در دولت بنی اميه کارگزار ،بودم ثروت زیادی نصيب من شد در حالی که برای به دست آوردن آن ثروت مقررات شرع را رعایت نکرده ام .
امام صادق عليه السالم فرمودند: اگر بنی اميه برای خود کاتبی نمی یافتند و غنيمتی به آنان نمی رسيد و جمعی از جانب ایشان نمی جنگيدند، حق مرا به غارت نمی بردند. اگر مردم آنان را وامی گذاشتند و باعث قدرت آنان نمی شدند، کاری از دست آنان برنمی آمد . جوان به حضرت عرضه داشت: آیا برای من راه خروجی از این بالی عظيم وجود دارد؟ حضرت فرمودند: اگر بگویم انجام می دهی؟ عرض کرد: آری، فرمودند: از تمام ثروتی که از طریق دیوان بنی اميه به دست آورده ای دست بردار، هر که را می شناسی مال او را به او برگردان و هر که را نمی شناسی از جانب او صدقه بده، من بهشت ،را از جانب خدا برای تو ضمانت می کنم جوان سکوتی طوالنی کرد، سپس عرضه داشت: فدایت شوم انجام می دهم. علی بن ابی حمزه می گوید: جوان با ما به کوفه برگشت، چيزی برای او نماند مگر اینکه نسبت به آن به دستور حضرت صادق عليه السالم عمل کرد. او پيراهن بدنش را نيز در راه خدا داد، برای او پولی جمع کردم، ل باسی خریدم و خرجی مناسبی برای او فرستادم، چند ماهی نگذشت که مریض شد، به عيادت او رفتيم، رابطه ی ما با او برقرار بود تا روزی به دیدنش رفتم، در حال احتضار بود، دیده اش را گشود و به من گفت: به خدا قسم امام صادق به عهدش وفا کرد، گفت و از دنيا رفت. به کار دفن و مراسمش اقدام کردیم، پس از زمانی خدمت حضرت صادق رسيدم، فرمودند: به خدا قسم عهد خود را نسبت به دوستت وفا کردیم، عرض کردم: فدایت شوم راست گفتی، او به هنگام مرگش از عنایت شما خبر داد . در سنت مسيحی، ماليات گيرانِ وابسته به نظم رومی در چشم مردم جایگاهی اخالقاً مسئله دار داشتند؛ چنان که در انجيل ، نام آنان بارها در کنار “گناهکاران” می آید. متی، که بعدها از حواریون عيسی شد، پيش از پيروی از او بر مسند ماليات گيری نشسته بود؛ یعنی پيش از پيوستن به عيسی، در سازوکار رسمیِ اخذِ مال حضور داشته است . در نمونه ای روشن ،تر زَکّا نه فقط «رئيسِ ماليات »گيران» و «ثروتمند معرفی می شود، بلکه واکنش مردم به مهمان شدن عيسی در خانه او این است که : ِ«نزد یک گناهکار رفته است»؛ و ِخود زکّا نيز برای اثبات