Page 627

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 627 در این جا وجهِ دومِ سيره او آشکار می شود : امام موسی کاظم (ع )نه به ِدام ِهمکاری تزئينی با قدرت می افتد و نه همه چيز را به ِشورش آشکار تقليل می دهد .او از یک سو مرجعیتِ مستقل خود را حفظ می کند و از سوی دیگر، هزینه این استقالل را با زندان و فشار می پردازد .در همين معناست که لقب »«کاظم نيز فقط صفتی ِاخالقی فردی نيست؛ نشانه نوعی مهارِ خشم در جهتِ بقاءِ حق .است در منابع زندگی نامه ایِ شيعه نيز حلم، خویشتن داری، عبادتِ فراوان، و پایداریِ او در زندان به عنوان خطوط اصلیِ شخصيتش برجسته شده اند . از جهتِ معرفتی، شاید مهم ترین نقطه در ميراثِ او، همان تعبير مشهور درباره دو حجت باش:د حجتِ ظاهر و حجتِ باطن . در نقل هایی که در سنت امامی بازتاب یافته، از او نقل شده که خداوند برای مردم دو حجت قرار داده است: یکی آشکار، یعنی پيامبران و امامان؛ و دیگری پنهان، یعنی عقل. این تعبير، حتی مستقل از هر خوانشِ جدید، یکی از بنيادی ترین جمالت در بابِ منزلتِ عقل در سنتِ شيعی است . از همين ِجا، در چارچوب نظریه آزادی ، سيره امام کاظم ( ع ) داللت بسيار روشنی پيدا می کند .اگر ،عقل ِحجت ِباطنی انسان ،باشد پس دین نيامده است که انسان را از عقل تهی کند و او را ًصرفا به ِتابع ،دولت ،فرقه یا ِمفسر قدرت بدل سازد . در این ،خوانش امام کاظم (ع ) یکی از صریح ترین حلقه های ِسنت اهل بيت در تأکيد بر این معناست که حقيقت باید هم مرجعِ بیرونی داشته باشد و هم ِمیزان درونی ؛ و این ميزانِ درونی همان عقل است. نظریه آزادی ًدقيقا از همين جا بهره می گيرد :اگر عقل در امور زندگی و ،تشخيص حجت ،است آنگاه دولت نمی تواند به جای ِعقل انسان بنشيند و اراده او را مصادره کند.

در سطحِ سياسی نيز این سيره در خوانشِ نظریه آزادی معنای خاصی می یابد . ِدولت عباسی می کوشيد هر ِمرجع مستقل را یا در خود حل کند یا در زندان خاموش سازد . ِپاسخ امام کاظم ( ع ) نه افتادن در ِمنطق «غلبه به هر »قيمت بود و نه تسليم شدن به ِنظم عباسی؛ بلکه ِحفظ هستهِمستقل حق در ِدل اختناق بود. این همان چيزی است که می ِتوان آن را «صبرِ فعال» ناميد: صبری که انفعال نيست، بلکه مهار خشم و بقاءِ شبکه حق در زمانی است که ِورود شتاب زده به ،ميدان فقط به ِنابودی کامل می انجامد.

پس اگر سيره امام کاظم ( ع ) با ِزبان نظریه آزادی بازنویسی ،شود حاصل چنين است : او امامت را از افتادن در دو دام حفظ کرد: دامِ ادغام در دولت، و دامِ انفجارِ بی حاصل عليه دولت. در عوض، بر سه چيز تکيه کرد : مرجعیتِ علمی، عقلِ درونی، و پایداریِ اخالقی در برابر فشار. از این منظر، او حلقه ای است که در آن، اهل بيت به وضوح نشان می ِدهند که مبارزه با طاغوت هميشه از مسيرِ تصرف فوریِ قدرت نمی گذرد؛ گاهی از مسيرِ حفظِ عقل، حفظِ هویت، و حفظِ امکانِ آینده می گذرد.

و با این همه، از نظر روش شناختی باید مرز روشن بماند :از منابع مستقل با قوت می ِتوان گفت که امام موسی کاظم (ع) امامی عالم، مورد احترام، گرفتارِ فشار و زندانِ عباسی، و صاحبِ ميراثی روشن در بابِ عقل و حجت بود؛ همچنين می توان گفت که در سيره ،او فاصله گذاری با ِتقویت ِدستگاه ظلم دیده می شود .اما این که این همه ًمستقيما با واژه هایی مانند ِ«نفی »دیالکتيک یا «آزادی به معنای حقوق مالکيت »فردی بيان ،شود زبانِ تحلیلیِ نظریه آزادی است، نه تعبيرِ لفظیِ خودِ منابع.