Page 472

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 472 یکی از خودشناسی به اراده آزاد می ،رسد از اراده آزاد به خرد و عقل می.رسد از خرد و عقل برای سنجش وحی نبوی استفاده می کند.

از وحی نبوی به برابری انسان ها در اختیار ،

از آن به حقوق مالکیت فردی،

از آن به آزادی ،

و از آزادی به تقویتِ عقل، تجربه، بازار، و دریافتِ غیرانحصاریِ حکمتِ الهی.

دیگری از خودشناسی به خودخدابینی می،رسد .یا خود پوچ انگاری از خودخدابينی به انکارِ برابری انسان ها، و از خود پوچ انگاری به انکار برابری انسان ،ها و سلطه پذیری از آن به جعلِ وحی،

از آن به خاموش کردنِ عقل و قفل کردنِ تجربه،

و از آن به دولت، جمع، و اطاعتِ جهل از شیطان.

از این رو، نتيجه گيریِ بنيادیِ نظریه آزادی چنين است: ِبدون پذیرش وحی نبوی ، که در قالبِ یک نظام صوریِ منسجم و اصل موضوعی برای عقلِ انسان قابل سنجش است، نه فقط آزادی ممکن نمی شود، بلکه سلطه دیگران بر منابع مادی نيز ًتقریبا اجتناب ناپذیر می گردد .زیرا پيش از آن که انسان در ِساحت ماده خلع مالکيت ،شود باید در ِساحت معرفت از ِامکان ،شناخت ،داوری ،انتخاب و دفاع از حق تهی شده باشد. نکته مهم در اینجا این است که خود"وحی نبوی" به شکل نظام صوری منسجم اصل موضوعی است که صحت آن با ابزار معرفت شناسی خرد و عقل و منطق، قابل سنجش و فهم است. در واقع نقطه شروع ماجرا این است که تصمیم بگیریم از خرد و عقل استفاده کنیم (که مفصل بحث شده) یا تصمیم بگی ریم به مسیر خاموشی عقل و سوژه محوری در هم ان موضوع وارد شویم که امکان نوشتن یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی برای آن برای بیان به دیگران نداریم. نقطه تمایز وحی نبوی، نظام صوری منسجم اصل موضوعی بودن آن در نسبت با مسیر جایگزین .است از این رو، در نظریه آزادی، دین تنها جایی است که زنجيره معرفت شناسی انسان به صورت کامل بسته می ،شود. عرفانِ منحرف دولت پرستی، و جمع گرایی های انحصاری، همه در نقطه ای مشترک به بن بست می رسند: آن ها دست کم یکی از حلقه های اصلی این زنجيره را از ميان می برند، و مهم ،تر از همه بازار را به عنوان یکی از ابزارهای کشف حقيقت اجتماعی حذف می کنند. اما دینِ الهی، با تکيه بر وحی، این زنجيره را کامل می کند و نشان می دهد که بدون آزادی، نه عقل به کمال می رسد، نه تجربه، نه بازار، و نه حکمت.