Page 698
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 698 اگر آن الهام با تنها نظام صوری منسجم اصل موضوعی که به پیامبر داده شد هیچ تناقض درونی نداشت، خیر است و می توانید به آن توجه کنید. چرا؟ چون فقط در یک صورت قابل اتکاست: آن الهام نباید به نقض اراده آزاد فرد دیگری، نقض حقوق مالکيت فرد دیگری، یا نقض مالکيت مشاع دیگران ـ مثل آسيب به محيط زیست ـ منجر شود .
حتی یک نقض، کل ساختار را می شکند : یعنی اگر الهامی به شما شد که کاری بکنيد که به نفع مثالً یک ميليون نفر است و خير زیادی می رساند، اما باعث نقض اراده آزاد یا حقوق مالکيت یک نفر می شود، آن خطاست. آن همان پنجره کوچکی است که شيطان می خواهد از آن وارد شود و کم کم آن را گشاد کند. حتی یک نقض اراده آزاد و حقوق مالکيت یک نفر و حتی به اندازه یک ریال ، کل نظام صوری اصل موضوعی مبتنی بر وحی پيامبر را از انسجام خارج می کند و دچار تناقض درونی می سازد. ،اما اگر هيچ نقضی رخ ندهد چيزی جز کار خير باقی نمی ماند که الهام شده باش د . فهم گذشته، نه پیش گویی عرفانی آینده ؛ فهم پسینی، نه استقرای خرافی :شما وقتی از وقایع عبور می کنيد، می توانيد ربطشان را بفهميد؛ اما نمی توانيد با آن استقرایی نتيجه بگيرید که آینده هم مثل گذشته است. این تفاوت کليدی است. وقتی از حوادث می ،گذری می توانی با سنجه های دین بفهمی چه شده؛ اما اگر همين را به آینده تعميم بدهی، دچار عرفان و خرافه شده ای. وقتی می گذرد، می فهمی خدا کجاها کمکت کرده؛ اما وقتی با حادثه جدید مواجه می شوی، دوباره راهی نداری جز عقل و منطق و ابزار علمی و تکيه بر اراده آزاد برای انتخاب. چون ممکن است فکر کنی دیگر هميشه پشتت گرم است، عقل را خاموش کنی، از قوانين اخالقی تخطی کنی، یا بی مباالتی کنی؛ و همان جا شيطان وارد می د شو.
توکل جای محاسبه را نمی گیرد :وقتی اتفاقی باب ميلت نمی افتد، نباید از خدا طلبکار شوی. یا زحمت عقل را گردن توکل بيندازی .مرز آن کی موی باریک است و مسير پر از این دام هاست .من فقط می فهمم خدا در مسير کمکم کرده؛ اما می فهمم باز باید فکر کنم، محاسبه کنم، استراتژی داشته باشم، و حقوق مالکيت همه را رعایت کنم. بعد زمان باید بگذرد تا بفهمی آنچه رخ داد از کجا بود. این هم یکی از دام های شيطان است که فکر کنی تا ابد آس پيک دست توست. نه؛ هميشه باید تا جای ممکن محاسبه کنی و در عمل، نتيجه را باز توکل کنی. یا اگر الهاماتی به شما شد که به ذهن شما این را متبادر کرد که" نسبت به سایر بندگان خدا برتر و باالتر هستيد و مجوز نقض آزادی و حقوق مالکيت فردی آنان را دارید" بدون شک بدانيد که با اصول موضوعه دین و آن کلماتی که در اذان و نماز تکرار می کنيد و بيان می کنيد در تناقض است و انسجام نظری دین در بحث حقوق مالکيت فردی را خدشه دار می.کند (طيف وسيع تری از الهامات بر انسان های عادی نيز رخ می دهد که تشخيص الهی و شيطانی بودن آن را به بخش های مرتبط با عرفان منتقل کردم.) حال اینجا برمی گردیم به بحث چند صفحه قبل که.بحث والیت حضرت اميرالمؤمنين علی (ع) بوده است