Page 200

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 200 داوطلبانه " بوده است و از این رو است که می دانيم معنای پادشاهی در تمدن با مفهوم سلطنت و سلطان در عربی و کينگ در غرب متفاوت است و او زمانی فرّ ایزدی یا مشروعيت دارد که مدافع آزادی و حقوق مالکيت فردی که خدا به انسان داده باشد. تعجبی ندارد که حدود نيمی از ثروت جهان در آن زمان .در ایران انباشت شده بود طبيعتاً قابل پيش بينی است که نقض همين اصول مبتنی بر حقوق مالکيت فردی است که با" تقدم نظریه بر داده" و بررسی شواهد تاریخی .عامل زوال و سقوط سلسله ها در ایران بوده است از آنجایی که بررسی کردیم ،با این اوصاف واضح است که چنين ملت آزادی خواهیًقطعا با زبان یک دین کاری ندارد بلکه با ميزان انسجام و سازگاری آن نظام صوری اصل موضوعی برای آزادی و حقوق مالکيت کار دارد. این ميزان از شواهد متقن و استدالل ارائه شده، نمی تواند این نتيجه را به ما برساند که ایرانيان صرفاً به دليل زبان عربی اسالم (که جمعيت زیادی از ساکنين ایران در دوران س اسانيان در منطقه ميان رودان به زبان )عربی صحبت می کردند و ایرانی بودند آن را نپذیرفتند و فقط با شمشير آن را پذیرفتند. چنين نيست و این را نيز در بخش مرتبط .با آن بررسی خواهيم کرد نتيجه قطعی دیگری که می توان گرفت این است که ا گر نتایج حاصل از این سير استداللی را بپذیریم، این نيز پذیرفتنی است که ایرانيان همواره در سير تکميل ادیان (نه عرفان ها بلکه ادیان) همواره آگاه و مطلع بوده اند . در سير تاریخی هم من به شواهد یا استداللی نرسيدم که ایرانيان دین رسمی و دستوری دولتی داشته باشند بلکه خود بستر ملت ایران در زمان های مختلف بر اساس دفاع بيشتری که یک دین .از آزادی و حقوق مالکيت آنان می کرد به آن گرایش پيدا می کردند نتيجه .دیگری که می توان گرفت اما قطعی نمی توان راجع به آن صحبت کرد، زرتشت است ًدین زرتشتی از ادیانی است که تدریجا دچار تحریف شد. به خصوص که در دوران ساسانيان به باور من با استدالل مفصل دیگری که یکی از آن نفوذ شدید افکار عرفانی متعدد مانند حکمت خسروانی و یا ایده های مانی بوده .است دیگری شواهد و روایت های تاریخی مبنی بر حکومتی شدن آن به خصوص در اواخر دوره ساسانيان است شواهد و روایت های تاریخی مبنی بر حکومتی شدن آن به خصوص در اواخر دوره ساسانيان.وجود دارد اما من از باقی مانده های آن که تالش کردم نظام صوری اصل موضوعی استخراج کنم، باور به خداوند یکتا، اراده آزاد و حتی بحث ظهور منجی به شکل سوشيانس را دیدم که اگرچه به نتيجه قطعی هنوز نتوانستم برسم ام ا تا اینجا به این نتيجه قطعی رسيده ام که زرتشت بخشی از تداوم تاریخی ادیان در مسير تکميل تدریجی یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی برای آزادی و حقوق مالکيت بوده است اما به نتيجه قطعی مبنی بر نبوت او نرسيده.ام و هنوز نمی توانم پيامبر الهی بودن او را تأیيد یا رد کنم چرا که واقعاً متون کهن زرتشت حتی مبدأ زمانی و مکانی او در مرور زمان نابود شده است و دچار نوعی پاکسازی.سيستماتيک شده است اما در همان متن های باقی مانده و اصول موضوعه ای که از آن می توان استخراج کرد، چيزی جز دفاع از آزادی و حقوق مالکيت فردی نمی توان یافت اگرچه آن سازگاری و انسجام کافی را ندارد. بعيد می دانم ایرانيان اگر قصد حفظ و نگهداری از چيزی را داشته باشند کوتاهی کنند. شاهد مثال آن داستان های سينه به سين ه ای است که به شاهنامه فردوسی رسيده است. شواهد دیگری مانند نوروز و زبان فارسی و بسياری دیگر وجود دارد که نشان می دهد ایرانيان اگر قصد حفظ و نگهداری چيزی از جنس اندیشه و.ایده و نهاد را داشتند، این کار را می کردند