Page 430
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 430 من از آن روز که در بند توام آزادم / پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم در نظریه آزادی واضح است که بندگی خدا، همان آزادی و رهایی از بندگی همه آن چه غير خداست. این همان مقامی است که خداوند به فرشتگان فرمود به انسان سجده کنيد و به انسان گفت فقط به خودش سجده کنند. حسادت ابليس هم از اینجا ناشی شد که یا کاری کند به انسان به او سجد ه کند یا کاری کند به هر موجودی جز خدا سجده کند و یا کاری کند که انسان به خودش سجده کند و خودش را در مقام خدایی و"انالحق" ببرد که باعث شود دیگران را به بردگی خود بگيرد مانند همه حاکمان انحصارگر جهان در تاریخ. داستان آفرینش در همه تمدن ها، آن چيزی است که دی ن و مکاتب فکری آنان را می سازد حتی اگر تالش کنند با برچسب های آتئيستی و سکوالر، آن را بزک کنند. سوالی که از آتئيست ها و ندانم گراها همواره داشتم این است ایده های آنان یعنی نفی خدا و دین در نهایت به اثبات خدا و دین می رسد ،اگر واقعاً به دنبال آزادی و حقوق مالکيت فردی باشند و نقشه به بردگی گرفتن دیگران را نداشته باشند آزادی از این بيشتر که بندگی او را بکنيد که بی نياز است و فراتر از وهم و خيال و تعریف و مشاهده است و بندگی غير او نکنيد؟ این هم نظام صوری منسجم اصل موضوعی آن. تا اینجای کار با کجایش مشکل داشته اید؟ تا اینجا، موضع ما نسبت به برده داری مشخص و واضح است، ما یک جبهه دیالکتيکی داریم که اآلن به شکل گسترده در حال برده داری است. تمام جای جای زندگی انسان که اراده آزاد و حقوق مالکيت فردی او در حال نقض است، همگی در موقعيت" برده" به درجات مختلف هستيم. در واقع برده داری لغو نشده است بلکه ریبرندینگ صورت گرفته است و نام برده به " شهروند مسئوليت پذیر و اطاعت گر دولت انحصارگر مدرن" تغيير کرده اس .ت مسئله اصلی: چگونه برده داری لغو شود؟ اما سوالی که باقی مانده این است که"چطور برده داری" لغو شود ؟ پاسخ اشتباه به این سوال، می تواند به شکل جنگ جنگ تا پيروزی باشد و در دیالکتيک"ضدیت" و"محور مقاومت" و ایدئولوژی های سوسياليستی و مارکسيستی اسالمی یا شيعی (انواع عرفان اسالمی و عرفا شيعی) تبدیل شود و در نتيجه سازگاری درونی نظریه آزادی با ایجاد تناقض با اصول موضوعه از بين برود که همان از بين رفتن .عقالنيت است .پاسخ به این سوال، نيازمند صبر و تحمل و شکيبایی زیاد است .در نتيجه بدیهی است که اسالم با برده داری مخالف است. اما به قول کورت گودل، مسير بين آرزو و تحقق آرزو را نيز باید تعيين کنيد ،گودل در باب دیالکتيک هگلی نکات مهمی مطرح می.کند اینجا وارد یک بخش بسيار سنگين استداللی و فلسفی می شویم، توصيه می کنم روی آن توقف نکنيد، کتاب را که تمام کردید دوباره به .مسائل پيچيده تر برگردید و سر فرصت بيشتر خط به خط دقت و مطالعه و جست و جو کنيد