Page 278
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 278 در واقع ادعای سکوالریسم، جدایی دین از دولت نيست بلکه سکوالریسم به دنبال اقدام تکميلی تسلط دولت بر علم نيز هست تا ترکيب .به مراتب وحشتناک تر و جبارتری بسازد جنایت های خون بار بشری حاصل ترکيب و به انقياد درآوردن علم و آموزش توسط دولت .بوده اند آموزش رایگان دولتی و هر نوع آموزش و ساختار آموزشی دولتی، اسب تروای شيطان برای ترکيب دولت با علم عليه انسان .است بعد از یک مرحله ترکيب دین و دولت و نابود کردن دین، این بار افراد جامعه هيچ سپر محافظتی قدرتمندی در برابر ترکيب علم و دولت ندارند. در نتيجهMAKE IRAN PRAY AGAIN . دین را به نفع مردم پس بگيرید و دوباره ایران را خانه ایمان مبتنی بر آزادی .و حقوق مالکيت فردی کنيد :فایرابند گفته است که" پيشرفت علم ــ و به ویژه علمِ اصيل ــ وابسته به اندیشه های نو و آزادیِ عقالنی است؛ و علم بارها به واسطه کسانی پيش رفته که بيرون از ِجریان رسمی قرار داشته اند (به یاد آورید که بور و اینشتين خود را از همين سنخ می دانس تند." فکر کنم این بار این ماجرا در حوزه دین و فلسفه رخ داده باشد . تخصص، حقِ اجبار نمی آورد تخصص به معنای مشروعيت بخشی به دیکتاتوری نيست. یکی از خطاهای رایج در جوامع مدرن این است که بعضی افراد گمان می کنند چون در حوزه ای متخصص اند، دیگران باید الزاماً تشخيص آن ها را بپذیرند؛ و اگر نپذیرفتند، دولت باید وارد شود و آن تشخيص را به قانون و اجبار تبدیل کند. این، نه علم است و نه عقالنيت؛ این صرفاً پلی زدن از تخصص به سلطه است.
نمونه های آن فراوان اند :گاه معمار یا شهرساز گمان می کند چون درباره زیبایی شناسی شهری بيشتر می داند، پس حق دارد از مسير شهرداری، انتخاب رنگ یا شکل ملک دیگران را محدود کند. گاه پزشک یا متخصص سالمت گمان می کند چون درباره سود یک مداخله پزشکی یا واکسن آگاهی بيشتری دارد، پس حق دارد آن را بر همه تحميل کند. در هر دو حالت، مسئله یکی است: عبور از استدالل به اجبار و تصور این که تشخيص شخصی و سوژه محور یک نفر برای درستی و نادرستی به او حق نقض اراده آزاد یک فرد دیگر را می دهد حتی اگر آن فرد در حال تصميم گيری اشتباه باشد . برای جلوگيری از دیکتاتوری تخصص، باید اصول را تا حد ممکن ساده و حداقلی نگه داشت. آن اصول، در این نظریه، چيزی جز حقوق مالکيت نيستند: مالکيت فرد بر بدن خود، و مالکيت او بر اموالی که بر اساس تصاحب اول یا تبادل داوطلبانه به دست آورده است.
فرد حق دارد توصيه علمی یا تخصصی را نپذیرد .این به معنای ضدعلمِبودن نظریه نيست؛ به این معناست که اراده آزاد فرد بر تحميل بيرونی تقدم دارد .اگر شما به نام ،تخصص حق انتخاب را از او ،بگيرید آغاز بندگیِکردن انسان به دست انسان را پذیرفته اید.
اصول موضوعه، حق وتو دارند. فرد بر اجتماع مقدم است. اجتماع فقط تا آن جا حق واکنش دارد که تبادالت داوطلبانه را با او قطع کند یا او را از همکاری داوطلبانه محروم سازد؛ اما حق ندارد با زور، به بدن یا اموال او تعرض کند. و بدتر از همه آن است که این تعرض ا ز مسير دولت انجام شود.