Page 82
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 82 ولی همانطور که محمد ،امين مکه را بدون خونریزی فتح کرد و همه این بت خانه ها را فروریخت تا انسان از بندگی دیگر انسان ها رها شود و فقط بندگی خدا ،کند دست یابی به آزادی حقيقی و رهایی از این دولت ها و مصادره کنندگان خدا و دین و ،آزادی نهایتا شبيه فتح مکه بدون خونریزی خواهد بود. حق آن قدر واضح است که برای به صدر نشستن نيازی به اجبار و جنگ و کشتار ندارد . صبر می خواهد. تکنولوژی و قدرت نظامی اعراب در حد فاصل محمد رسول اهلل تا ،عمر آن هم به فاصله چند سال تفاوتی نداشت .اما حضرت محمد )(ص نامه می نوشت و دیگران لشکر می کشيدند. همين تفاوت کافيست. ،اگر دیگران به اسم اسالم، لشکر کشی تهاجمی کردند .ربطی به دین ندارد .نمایندگان دین چهارده نفر بودند اینجا وارد همان مقوله بحث در هم تنيده دین و تاریخ به عنوان غول مرحله آخر اندیشه .خواهيم شد صورت مسئله ما این روزها این است که عده ای در مقام خدایی خودشان را فرض کرده ،اند یا قصد دارند ما را به زور به بهشت بفرستند اما سرانجام .سرنوشت خودشان بر همگان عيان شد یا مثل چپ ها و کمونيست ،ها وعده آوردن بهشت روی زمين را می دهند . اصل ماجرا این است که ما نباید بپذیریم که انسانی دیگر صالح من را جای خودم تشخيص دهد وگرنه من را بنده و اسير و برده خودش کرده است. در واقع مسئله اصلی جنگ خدا باوری و بی خدایيست . خدا باور می داند که هيچ تفسيری از دین که بندگی خدا را به هر نحوی تبدیل به بندگی انسان یا انسان هایی دیگر ،کند تفسيری مصادره کننده و مداخله کننده است و آزادی واقعی او را می گيرد. به همين ،دليل همه کمونيست،ها چپ ها و ليبرال های ،چپ با خداباوری مشکل دارند .اما ليبرال های کالسيک اینطور نيستند. انسانی که خداباور و دین دار ،باشد خودش را در مقام خدایی نمی بيند که دیگران بندگيش را کنند که دیگران را اجبار به دین کند! انسان خداباور و دین ،دار خودش را در مقامی نمی بيند که شما را به بهشت زوری بفرستد یا وعده بهشت روی زمين را بدهد. انسان خداباور دین ،دار خودش را در مقامی نمی بيند که جان و آزادی دیگران را تهدید کند پس جنگ طلب و جنگ دوست هم نيست . خدا به انسان قدرت انتخاب و اختيار داده است و برای اینکه انتخاب و اختيار معنا داشته باشد باید انسان از بندگی دیگر انسان ها آزادی کامل داشته باشد . خداباوری در عده ،ای با خود خدا پنداری اشتباه شده است .او فکر می کند چون خداباور است پس گویا مقام و منزلتی باالتر از حتی پيامبر خدا دارد که اجباری نکرد ولی این فرد اجازه اجبار دارد . مهمترین ویژگی های یک خداباور از نگاه من این باشد که بندگی انسان دیگر نکند و خودش را در مقام خدایی برای اجبار کسی و تشخيص صالح کسی به جای خود آن شخص نبيند. به باور ،من دین نمی تواند و نباید توسط انسان هایی غير معصوم به انسان های دیگر حکومت کند . چون باز بندگی انسان به انسان ایجاد می کند. علی الحساب امروز معصوم حاضر هم نداریم و کسی نمی تواند چنين ادعایی .بکند شما یا خداباورید و یا اگر ليبرال خداناباور هستيد با چند دور اقدام و ،تصميم دوباره بندگی انسان بر انسان آ می ورید که نقض آزادی است .مثل ليبرال های طرفدار ماليات بيشتر یا نهادهای محيط زیستی رانتی که قصدشان خلق خدایی جدید به شکل جدید است .