Page 512
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 512 حق حيات را نقض کند. از همين جاست که عيد قربان فقط یک مناسک عبادی یا یادگارِ شخصیِ ابراهيم نيست؛ بلکه ابطالِ تازه ای علیه خدایانِ جعلیِ قربانی خواه و دفاعی روشن از حقوق انسان، آن هم بر پایه ی وحی نبوی، است.
در این خوانش، نبریدنِ چاقو و جایگزین شدنِ قربانی، فقط یک معجزه ی شگفت انگيز نيست؛ اعالم این حقيقت است که خدا، خدای قربانی خواهِ کودک طلب نيست. از همين جا، مرز ميان دین و عرفان روشن می شود: در عرفان ها و مکاتب خفيه، انسان می تواند در اثر الهاماتِ شخصی، کشف و شهود، یا وسوسه های قدسی نما، به جایی برسد که کشتن و قربانی کردن را نيز مقدس ببيند؛ اما در دین، وحی می آید و این راه را می بندد.
زرتشت و لغوِ سنت قربانی برای خدایان در سنتِ منسوب به زرتشت نيز ردّی از همين خطّ مقابله با قربانی کردن دیده می شود؛ هرچند این بخش، در طول زمان، به شدت دچار تحریف شده است. یعنی اگر الیه های متأخر، عرفانی، و فلسفیِ زرتشتی را کنار بزنيم، این ظن جدی می شود که زرتشت نيز در نقطه ای از تاریخ، در حالِ مقابله با همان سنتِ قربانی دادن برای خدایانِ جعلی بوده است. اما آن سنت، به ّمرور چنان تحریف شد که از آن خط توحيدی و ضدقربانی، در بسياری از روایت های متأخر، چيزی جز نسخه های اخته شده، اخالقی سازی های سطحی، یا در نهایت تأکيدهای بی اثرِ سبک زندگی باقی نماند .که بعضی به شکل گياه خواری به عنوان عرفان جدید پيروی می کنند این جا باز همان مسئله ی محوریِ کتاب تکرار می شود: وقتی یک دین یا یک خطّ نبوی تحریف می شود، محتوای ضدخرافه و ضدسلطه ی آن از بين می رود و فقط پوسته هایی باقی می ماند که دیگر توان مقابله با خدایانِ جعلی را ندارند.
مهرپرستی، خورشید، و قربانیِ بالگردان در آیين مهرپرستی و سنت های خورشيدمحورِ مشابه، قربانی برای خدایانِ جعلی، یا برای دفعِ بال، جایگاه مهمی داشته است.
در این جا، قربانی می توانست انسانی، حيوانی، یا حتی گياهی باشد و گاه به صورت سوزاندن نيز انجام می شد. همين نکته مهم است که خورشيد، آتش، و نور، در بسياری از مکاتب شيطانی و عرفانی، جایگاه نمادین و آیينیِ فوق العاده ای دارن .د از این منظر، اشاره ی قرآن به خورشيدپرستیِ ملکه سبا و دعوت او توسط حضرت سليمان (ع) به دین خداوند نيز فقط یک گزارش تاریخی نيست؛ بلکه نشانه ای از همان نزاع دیرینه است: نزاع ميان پرستشِ مظاهرِ طبيعت و پذیرشِ خدای حقيقی.
اگر این خط را دنبال کنيم، آنگاه زرتشت نيز در یکی از قرائت های ممکن، کسی دیده می ِشود که برای شکستنِ همين سنتِ شيطانی قربانی برای خدایان آمده است؛ یعنی درست در همان مسيری که ابراهيم، در شکل بکرتر و کم تحریف ترِ آن، ظاهر می شود.
قربانی کردن؛ یکی از شباهت های مهم ابراهیم و زرتشت