Page 80

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 80 درونیِسازی حقيقت و ِتقدّم ِسلوک ایمانی بر ِعقل فلسفی .سپس سهروردی ساختارِ «نور/ظلمت، مراتبِ وجود، و حقيقتِ اشراقیِ در دسترسِ خواص» را صورت بندی می کند؛ این جا از منظر نظریه،آزادی نزدیک ترین نقطه به تمثیل غار افالطون است، چون حقيقت از عرصهِزبان مشترک و صورتِبندی عمومی فاصله می گيرد و به ِساحت ،اشراق ،مراتب و ِباطن نورانی می رود. بعد از ،آن مکتب ابن عربی سپس مالصدرا ، این خط را نظام مندتر می کنند: کثرتْ مظهرِ وحدت می شود، مراتب وجود و تشکيک و حرکت جوهری وارد صحنه می شوند، و حقيقت بيش از پيش از «تعریف عينی و حقوقی» به سوی «مراتبِ وجودی و سلوکی» می .رود در این ِجا، نقش فلوطین در جهان غرب را در ایران بيشتر باید در این خوشه دید، نه در یک فرد واحد. مالصدرا اما یک مرحله خاص است : او معادل دقيق کانت ،نيست اما در سنت ایرانی همان ِجایگاه ِ«بازسازی ِکالن ِنسبت ،حس ،عقل ،باطن و »واقعيت را پيدا می کند؛ یعنی یک ِنظام بزرگ می سازد که ًبعدا می تواند مبنای خوانش های اجتماعی و سياسی هم بشود .در دوره ،جدید فردید این کلّ سنت را تاریخی و تمدنی می کند؛ یعنی همان کاری که هگل با روح و تاریخ کرد، فردید با «تقدیر تاریخی»، «غرب ِزدگی»، و خوانش هستی شناختیِ تاریخ در فضای ایرانی انجام می دهد. و شریعتی این الیه را اجتماعی و بسيج گر می ِکند؛ یعنی روحِ تاریخی، رسالت جمعی، و ایدئولوژیِ نجات بخش را به ميدانِ جامعه و دولت می آورد. از این جا به بعد، ما با یک عرفانِ سیاسیِ ایرانی طرفيم: حقيقت از نظام صوری و تعریف رو ِشنِ حق فاصله گرفته، در باطن و تاریخ و رسالتِ جمعی حل شده، و نهایتاً به دولت، امت، انقالب، یا روح تاریخی خوراک داده است . دوگانه سازیِ هستی←

درونیِسازی حقيقت
← اشراق

ِوحدت وجود

نظامِسازی عرفانی
← تاریخی سازی

ایدئولوژیک سازی دوگانه سازیِ هستی و نبردِ کيهانی←

زروانی گری/مانویت نور/ظلمت و اشراقِ خواص ← سهروردی وحدتِ وجود و مظهریتِ کثرت←

ابن عربی و شارحان ایرانی نظام مندشدنِ مراتبِ وجود و شهود←

مالصدرا تاریخی شدنِ این باطن گرایی← فردید اجتماعی و ایدئولوژیک شدنِ آن← شریعت ی تشيع، اگر با سوسياليسم و فاشيسم سازگار بود، ایران تمام شده بود هرچند تالش کرده اند از شيعه برای توجيهِ سياست،های سوسياليستی و فاشيستی استفاده کنند ،اما همين تشيع، در اصولِ انکارناپذیرِ خود سپرِ محافظِ ملت شده است.

چگونه؟ ِاز راه خودمتناقض کردنِ حکومت.