Page 815
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 815 اگر اصول و آکسيوم های متناهی و غيرمتناقض نداشته باشيد، سرنوشت شما فروپاشی و ازهم گسيختگی خواهد بود. این حکم فقط درباره ریاضيات، نرم ،افزار یا ماشين نيست؛ درباره دین، دولت، اقتصاد، اخالق، جامعه و تمدن نيز صادق است. تمدنی که اصول سازگار ندارد زیر تناقض های خود فرو می ریزد. دینی که صورت صوری و غيرمتناقض ندارد، به ابزار قدرت تبدیل می شود. آزادی ای که تعریف عينی ندارد، بهانه بردگی می شود. و انسانی که مالکيت خود را نشناسد، دیر یا زود ملک دولت خواهد شد.
اما اگر آزادی بر پایه مالکيت، مالکيت بر پایه حق الهی، حق الهی بر پایه وحی، وحی بر پایه عقل و نظام صوری، و جامعه بر پایه عدم تعرض، قرارداد، صلح، بازار، خانواده، وفای به عهد و نفی بندگی غيرخدا بنا شود، آنگاه نه فقط سياست و اقتصاد، بلکه دین، ایران، تار یخ و آی نده ماشين نيز وارد مرحله ای تازه خواهد شد.
.ایران، اگر به حقيقت خود بازگردد، سرزمين دولت نيست؛ سرزمين مالکان است. و چون سرزمين مالکان است، سرزمين آزادگان است مالکيت، حق الهی انسان است؛ پس بنيان آزادی بر ایمان است. دین، اگر به حقيقت خود بازگردد، دشمن آزادی نيست؛ آخرین و محکم ترین سپر آزادی است. و انسان، اگر حقيقت خود را به یاد آورد، برده دولت، مرشد، حزب، طبقه، ملت، ایدئولوژی یا ماشين نيست؛ خليفه خداوند بر زمين است. این کتاب با همين اميد پایان می یابد: بازگشت دین به آزادی.
بازگشت ایران به ایمان.
بازگشت انسان به مالکيت.
بازگشت قانون به حق.
بازگشت عقل به وحی.
و بازگشت تاریخ به پيمان آزادی . پيمان صلح در پایان این جنگ ،دین پيمان آزادی است . ،ایران سرزمين آزادگان است . زبان ،فارسی حافظه تاریخی آزادی است . فرهنگ و سنت های ،ایرانی ضمانت های اجرایی آزادی هستند . دیالکتيک در ایران مرد ! تمام شد. عرفان و کل فرزندانش از سوسياليسم و فاشيسم و کمونيسم و عرفان اسالمی و ... همه با هم مردند . حتی نظریه ایرانشهری که بنيان هگلی داشت هم مرد.