Page 778
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 778 اما اگر هزاران مسير خصوصی، کوچک، متوسط، محلی، منطقه ،ای، تهاتری، ارزی، کاالیی، دیجيتال و قراردادی شکل بگيرد تحریم پذیری کشور کاهش می یابد. شبکه آزاد، مانند بدن زنده، مسير جایگزین می سازد. شبکه رانتی، مانند لوله مرکزی، با یک ضربه می شکند.
پس دورزدن تحریم باید از انحصار خارج شود و به بازار آزاد سپرده شود. دولت نباید قهرمان دورزدن تحریم باشد؛ دولت باید مانع انحصار در دورزدن تحریم شود.
در نظم آزاد، تحریم خارجی با آزادی داخلی خنثی می شود.
تحریم وقتی خطرناک تر می شود که دولت داخلی هم مردم را تحریم کند.
آزادی تجارت، یعنی پایان تحریم داخلی مردم توسط دولت خودشان.
طبیعی است که اگر به بخش سیاست خارجی بسته نجات ایران توجه شود، تحریم .ها به سرعت قابل رفع هستند .تحریم حاصل سیاست خارجی دیالکتیکی بوده است و نه حاصل عقالنیت یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی گام چهاردهم: آزادسازی آموزش، سالمت، علم و دین از دولت پس از روشن شدن الگوی مالکيت بنگاه ها، باید آموزش، سالمت، علم و دین از دولت آزاد شوند. این حوزه ها را نباید در انتهای اصالحات ،گذاشت؛ زیرا مدرسه، بيمارستان، دانشگاه، حوزه علميه، مسجد، مؤسسه پژوهشی، مرکز درمانی و نهاد فرهنگی، خود نوعی واحد مالکانه قراردادی، دانشی و اجتماعی اند. اگر الگوی تصریح مالکيت بنگاه ها روشن شد، باید این حوزه ها نيز از مالکيت و مدیریت دولتی خارج شوند.
دولت مدرن، فقط با بانک و ماليات و پليس انسان را کنترل نمی کند؛ با مدرسه، دانشگاه، بيمارستان، مدرک، بودجه پژوهشی، مجوز درمان، محتوای آموزشی، استخدام علمی، ایدئولوژی رسمی، مجوز فرهنگی و دین دولتی نيز انسان را کنترل می کند. بنابراین، نظریه آزادی اگر فقط اقتصاد را آزاد کند و ذهن، بدن، علم، تربيت و دین را در دست دولت باقی بگذارد، ناقص می ماند.
آزادی مالکيت فقط مالکيت زمين و پول و کارخانه نيست. انسان مالک ذهن خود، بدن خود، خانواده خود، آموزش فرزند خود، سالمت خود، مسير علمی خود و نسبت دینی خود نيز هست.
آموزش آموزش دولتی رایگان نيست. هزینه آن پيش تر از جيب مردم پرداخت شده است: با ماليات، تورم، کاهش کيفيت، حذف انتخاب، تحقير خانواده، فرسودگی معلم، ایدئولوژی اجباری، مدرک سازی، و نابودی رقابت آموزشی.
دولت حق ندارد ذهن کودک را ملک خود بداند. خانواده، نه دولت، مسئول اصلی تربيت فرزند است. معلم، نه بوروکرات، حامل دانش و تربيت است. مدرسه باید ميدان قرارداد ميان خانواده، معلم، مدیر، دانش آموز و جامعه محلی باشد؛ نه شعبه وزارتخانه.