Page 441

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 441 پاسخ پيشنهادی من این است: رهاسازی فوریِ بدون برنامه، می تواند چرخه خشونت را در نسل بعد بازتوليد کند . آیا بروند بزرگ شوند و به خون خواهی پدرشان با همان نهادهای اجتماعی که ترویج جنگ و خشونت کرده تربيت شوند و دوباره به ما حمله کنند؟ در ،عوض می توان آن ها را تحت نظارت نگه ،داشت نيازهای اوليه شان را تأمين ،کرد آموزش داد و وارد بازار کار داوطلبانه و ارزش آفرینی واقعی کرد و در یک فرایند زمان مند به بازاجتماعی سازی و تغيير الگوهای رفتاری کمک کرد تا بر اساس رعایت حقوق مالکيت فردی متمدن شوند ؛ سپس نسل بعدی که در محيطی باثبات و غيرخشونت آميز رشد کرده،اند از حقوق کامل شهروندی برخوردار شوند.

مدعای من این است که در دین ، مواجهه با «اسيرِ جنگیِ متجاوز یا همان کفار حربی » در همين چارچوبِ گذار از خشونت به زیست مدنی قابل فهم است — نه به عنوان برده داری رایج واقعی دیگران ، بلکه پروژه اهلی سازی مهاجمان وحشی ضد تمدن . هم،زمان در همان دین، قوانين و توصيه های متعدد به آزادسازی همان برده های متمدن شده .وجود دارد که بحث کردیم با کسانی که به دین معتقد نيستند و حقوق مالکيت فردی را به رسميت می.شناسند هم که از ابتدا مسئله ای وجود نداشته است این که در دوره های تاریخی مثل بنی اميه و عباسيان و سایر دوره ها چه سوءاستفاده هایی به نام دین رخ داده، مالک داوری درباره ِاصل دین نيست . گویی که اشتباهات محاسباتی در ریاضی هم تقصير ریاضيات نيست .من متن را با معيار عقل و پيامدهای اجتماعی می سنجم. در وضعيت های امروز هم، در برابر گروه های مسلحِ خشونت ورز، صرفِ رهاسازی یا مجازاتِ دفعی، هميشه بهترین نتيجه را نمی .دهد »الگوهای «بازپروری، آموزش، و ادغام تدریجی—اگر با نظارت و قواعد روشن همراه باشند— می توانند چرخه خشونت را کاهش دهند . این که کشورهای امروز توسعه یافته، به شکل بسيار گسترده ای برده داری کردند با بی رحمانه ترین شکل ممکن و حاال مدعی لغو برده داری هستند و متفکران آنان به اسالم برچسب برده داری می .زنند از آن حرف های عجيب است سوسياليست ها و کمونيست هایی که دست به اسلحه وارد شهرها می شوند و ترور می کنند و خودشان به پدر و مادر و فرزندشان در راستای عرفان دیالکتيکيشان رحم ندارند را باید چه کار کرد؟ جز این که مجبورشان کرد در بازار واقعی کار کنند تا متمدن شوند؟ نکته کليدی: هدف از چنين رویکردی، استثمار یا سلب کرامت انسانی نيست؛ بلکه «مدیریتِ گذار» از وضعيت خشونت به وضعيت مدنی است، به گونه ای که نسل بعد بتواند زندگی آزادانه و مسئوالنه داشته باشد. مثل بقيه مکاتب و ملل، از انسان ها توله کشی نمی کنند که نسل اندر نسل برده باشند . بلکه در اسالم مسير هدایت گذار به سمت تمدن و رعایت حقوق مالکيت فردی انجام می .شود در نهایت، اگر ادعا شود این رویکرد در یک «نظام صوریِ سازگارِ اصول ،موضوعی» قابل دفاع است، باید بتوان آن را از منظر حقوقی اخالقی و پيامدی نيز به طور شفاف صورت بندی و نقدپذیر کرد. اگر99.99

درصد مسلمانان نيز برعکس این را بگویند و عمل کنند و 99.99

درصد بقيه دنيا بگویند اسالم همان است که آن99.99

گفته اند و کرده اند، من به نظریه منسجم آکسيوماتيک آزادی وفادارم .چرا که وفادار به روش شناسی و معرفت شناسی و استدالل عقلی هستم