Page 332

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 332 گنوسيسم مثل انگل عمل می کند :خودش را به دین می چسباند، از زبان دین حرف می زند، اما در عمل دین را از درون خالی می کند و آن را عليه آزادی به کار می گيرد. دیالکتيک، جنگ، و تکثير نقشه شيطان غنوصی ها با روش دیالکتيک، دنبال دوگانه تز و آنتی تز می گردند تا از دل آن جنگ توليد کنند. جنگ که توليد شد، دو طرف کم کم شبيه هم می شوند. در سنتزِ جنگ، دو طرف جنگ یکدیگر را کپی می کنند. همين است که می بينی نازیسم و استالينيسم، با همه تفاوت های ظاهری، در بنيان استداللی به هم شبيه اند. ذات استدالل غنوصی ها همان جنون دیالکتیک هگل و هراکلیتوس است. شيطان عاشق جنگ است. حياتش در جنگ است. دو جبهه با دو ظاهر مختلف می سازد تا از خون های ریخته شده تغذیه کند و تقویت شود. خودسانسوری، ضد شکاکيت، و دولت توتاليتر غنوصی ها یک خودسانسوری تعمدی در مسلک خود دارند. هر ایده ای که در برابر روایت انگلیِ آن ها بایستد، یا شنيده نمی شود یا خفه می شود. چون پایه استداللی آن ها غلط است و شکاکيت برایشان مساوی فروپاشی است. این منع شکاکيت را در تمام فرقه های عرفانی می بينيد به گونه ای که با شدیدترین شکل با شما برخورد می کنند یا از فرقه اخراج می شوید یا به اشکال مختلف مورد تهدید قرار می گيرید. به عکس دین که اساساً می گوید در آن اجباری نيست و هيچ بنيان هدایتی جز بشارت و انذار ندارد و هر برخورد اجباری در دین آن را تبدیل به عرفان می کند چون از جانب همين اجبار و نقض اراده آزاد، دارای تناقض درونی در نظام صوری اصل موضوعی می.شود دولت توتاليتر هم دقيقاً همين منطق را پياده می کند: در شوروی، یک روایت رسمی بود. در چين، یک روایت رسمی هست. در آلمان هيتلر، یک روایت رسمی بود. حتی در کشورهای پيشرو در آزادی های نسبی فردی در همين امروز نيز منع شکاکيت به شکل ضمنی این مهندسی روایت و طرد و لجن مال کردن و حذف فرد شکاک در بنيان های اساسی وجود دارد. در تجربه زیسته ما در جمهوری اسالمی نيز همين طو .ر به انواع شکل وجود دارد از برخورد قهری سخت گرفته تا بمباران حمالت سایبری و رسانه ای و لجن مال کردن یک فرد هر جا شکاکيت نسبت به روایت دولت ممنوع شود، یعنی پا گذاشته ای در قلمرو شيطان.

اما دین خدا چنين نيست. ال اکراه فی الدین یعنی انسان حق دارد شک کند، بسنجد، و با عقل بپذیرد. چون منطق دین، کانسيستنت است و از سنجش نمی ترسد. دعوای اصلی چیست؟ دعوا فراتر از ليبراليسم و سوسياليسم و فاشيسم است. دعوا دقيقاً این هاست: