Page 463

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 463 اما اگر بپذیریم که عليتِ بسته و تعين گرایانه، پاسخ گوی همه چيز نيست، آن گاه دو راه هم زمان باز می شود : نخست، راهِ اراده آزاد؛ و دوم، راهِ امکانِ معجزه. معجزه، در این چارچوب، دیگر حادثه ای کودکانه و ضدعقالنی نيست؛ بلکه نشانه ای است از این که جهان، در سطح نهایی، زندانِ بسته ی عليتِ مکانيکی نيست . چرا که انکار معجزه ، راه را برای انکار اراده آزاد نيز باز می .کند از همين جا یک نتيجه ی مهم دیگر هم به دست می آید : کسی که خود را آزادی خواه می داند اما امکانِ معجزه را از بيخ محال می ،گيرد هنوز در اعماقِ ذهنش از تعين گرایی عبور نکرده است. و به همين دليل، آزادی خواهیِ او ناتمام می ماند. ِبه همين قياس، کسی که امکان زنده بودنِ منجیِ غایب را از سرِ یقينِ فلسفی رد می کند، در واقع دارد دوباره به همان جهان بينیِ بسته و جبرگرا بازمی گردد؛ جهانی که در آن، هرچه از فرمولِ مسلط بيرون بزند، از پيش باطل اعالم می شود.

تعين گراییِ کامل← پيش بينیِپذیری ِکامل انسان و جامعه ←

ِامکان بهينهِسازی مرکزی ← سوسياليسم و دولت پرستی نابسندگیِ عليتِ بسته ←

ناممکنِبودن ِجبر کامل ←

ِامکان اراده آزاد ←

ِامکان معجزه حقيقت پيشينی و نقد علم تجربی I don't believe in empirical science. I only believe in a priori truth. — Kurt Gödel گودل به علوم تجربی اعتقاد نداشت و آن ها را حقيقت پيشينی نمی دانست؛ بلکه معتقد بود حقيقتِ واقعی در سطحی پيشينی .تر قرار دارد یعنی برخی حقایق، بدون مشاهده و مراجعه به طبيعت هم قابل اثبات اند. در نظریه آزادی و دین، آن هایی که اهل منطق محض بودند فهميدند که من چگونه از قضایای ترکيبی پيشينی، که کانت می گفت و به نوعی گودل هم به آن نزدیک می شود، استفاده کردم مبنی بر این که به این استدالل رسيدم که پس اصول موضوعه یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی برای یک پدیده عينی نيز عينيت دارند و حقيقت دارند یعنی همان اصول دین. در نتيجه اینجا یک سوال پيش می آید آن هم این است که اگر چنين باشد، منبع پی بردن ما به این نظام صوری منسجم چيست؟ یا سوال فلسفی دقيق تر: منبع معرفت شناسی ما چيست؟ حق، ابتدا به ساکن از عقلِ سوژه محور استنتاج نمی شود؛ عقل فقط تا این جا ما را می رساند که همه حقيقت درونِ دستگاه بسته انسانی قابل استخراج نيست. گودل نشان داد که انسان می تواند صدقِ برخی گزاره ها را دریابد، بی آن که آن گزاره ها در همان نظام اثبات یا رد آکسيوماتيک داشته باشند. از همين جا روشن می ،شود که آزادی و حقوق مالکيت فردی، اگر بخواهند مبنایی عينی و منسجم پيدا کنند نيازمند تکيه بر امری بيرونی اند، نه صرفاً بر عقلِ خودبنياد انسان .