Page 457
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 457 گذری بر تاریخ معاصر آیت اهلل بروجردی، اصالحات ارضی، و محوریت حقوق مالکيت آیت اهلل بروجردی به شدت با اصالحات ارضی مخالف بود، زیرا مالکيت را به عنوان یک اصل ضروری اسالم به رسميت می شناخت و با هر طرح و قانونی که سبب سلب مالکيت افراد شود، مخالف بود. اگر شاه به موضع آیت اهلل بروجردی اعتماد می کرد، انقالب۵۷
رخ نمی.داد ،بر عکس آیت اهلل بروجردی روح اهلل خمينی بود که منشاء استداللی او متأثر از ابن عربی و فلسفه اسالمی و عرفان اسالمی ( هم فلسفه و هم عرفان و هم ابن عربی همگی دیالکتيکی هستند ) .بود که نتيجه آن کامال مشخص و واضح و مبرهن است در واقع شباهت لباس و ظاهر هيچ چيزی را اثبات یا نفی ن می کند بلکه بنيان.های معرفت شناسی و روش شناسی و استداللی است که اهميت دارد هرکس با حقوق مالکيت شوخی کرد، سقوط کرد. به نظر من، بزرگ ترین اشتباه شاه اصالحات ارضی بود. عوامل دیگر روی این اشتباه سوار شدند . فکر کنم اآلن دقيق تر متوجه شده باشيد که"حقوق مالکيت فردی" فقط یک اصل ساده یا نظر عادی یا یک آکسيوم نيست. بلکه منشاء قدسی و الهی دارد و نقض آن، کل ستون ثبات و سازگاری یک تمدن را تهدید می.کند فهم آیت اهلل بروجردی در آن زمان، از تمام سياستمداران، روحانيون، روشنفکران، و روشنفکرنمایان بيشتر بود. فهم او از بسياری از سياستمداران امروز هم بيشتر بود. اندیشه اش پيچيده نبود؛ فقط یک اصل داشت :احترام به حقوق مالکی،ت همين یک اصل برای اظهار نظر در هر حوزه ای کفایت می کند. نظم خودجوش کشاورزی و نقد اصالحات ارضی اصالحات ارضی مزایای ناشی از مقياس در توليد کشاورزی را از بين برد. کشور واردکننده غذا شد. آوردن تکنولوژی دیگر صرفه نداشت. سربار هزینه کشاورزی باال رفت. زمين های کوچک صرفه توليد مناسب نداشتند. اختالفات ميان مالک قدیم، دهقان، و دولت باال رفت. دانش توليد کشاورزی فقط نيروی کار نيست؛ کنترل ریسک های متعدد، از تغييرات آب وهوایی و خشکسالی تا توزیع و برداشت، پيش تر توسط مالک بزرگ مدیریت می شد. تغييرات مهندسی شده روی یک نظم خودجوش، ولو به ظاهر درست، هميشه منتهی به عواقب غيرقابل پيش بينی می شود. ایران در حال طی کردن مس ير توسعه بود و نيازی به چنين دخالت هایی نداشت .
از هراکليتوس تا سوسياليسم اسالمی: شجره عرفان اسالمی سياسی ا شتراک زهران ممدانی و روح اهلل خمينی و باقی سوسياليست های مسلمان چيست؟ چکيده دو سال تحقيقات ،فلسفی ،دینی ،عرفانی سياسی و جامعه شناسی من در یک :متن کوتاه زهران ممدانی، از سوسياليسم به همان نتيجه ای رسيده است که روح اهلل خمينی از عرفان اسالمی به همان رسيده است. سوسياليسم زیرمجموعه عرفان است. سوسياليسم زیرمجموعه فلسفه هگل ،است فلسفه هگل برگرفته از عرفان مسيحی و فلسفه کانت است . فلسفه هگل و کانت برگرفته از سَنت آگوستين ،است سَنت آگوستين برگرفته از فلوطين است و فلوطين برگرفته از افالطون و افالطون برگرفته از هراکليتوس. هراکليتوس، جنگ را عدالت می دانست و ریاضت در برابر شهوت را ستایش می کرد. هراکليتوس از عموم مردم متنفر