Page 602

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 602 من خود را از هيچ لذت دنيوی محروم نکردم. هر جا توانستم لذت بردم، اما هيچ لذتی نبردم که حقوق مالکيت، آزادی، و اراده آزاد کسی را نقض کند، یا موجب شود کسی احساس محروميت کند؛ مثالً من این کار را نکردم که وقتی دیگری پول ندارد، عکس استيک بگذارم و استوری کنم. خيلی ها این کار را می کنند؛ من نکردم. این ریاضت نيست، اسمش سالم زندگی کردن است. چرا که احتمال ایجاد حسادت، برتری جویی، و فریبِ شيطان در دیگران را کاهش می دهد؛ و همين دو مورد، یعنی حسادت و برتری جویی، از عوامل اصلی همه آن شرهایی هستند که پيش تر به نام سوسياليسم ، جمع گرایی، عرفان و امثال آن توضيح دادیم. در واقع، این همان مسئوليت پذیری داوطلبانه، فردی و غير اجباری برای بسط آزادی، حقوق مالکيت فردی، و نظم اجتماعیِ منبعث از آن است . نسبت این منطق با الهام، کشف مسئله، و فهم حاال به معنای ریاضت دقت کنيد. ببينيد عرفان چگونه این معنا را به ابتذال و انحراف می کشاند و می گوید اگر بخواهی وحی الهی به تو بشود، باید بروی آن گونه ریاضت بکشی، به هر آنچه مادی و زمينی و حتی لذت جنسیِ حالل است لگد بزنی، و خود را گرفتار کثافت کاری های به ظاهر معنوی کنی. نه، عزیز من. کالهبرداری شيطان دقيقاً همين جاست که به تو می گوید از لذت های دنيوی خودت را محروم کن تا خدا به تو الهام کند، و بعد خودش به جای خدا می نشيند. من می گویم نه، اصالً ماجرا این گونه نيست. شما قرار نيست .خود را از لذت دنيوی محروم کنيد ،شما فقط قرار است به محيط زیست آسيب نزنيد، در طبيعت آشغال نریزید، از طبيعت لذت ببرید وقتی سير شدید، دورریز غذا نداشته باشيد، غذا را تا پایان بخورید یا به اندازه ای که می خورید بپزید، و بی جهت هيچ جانداری را برای چيزی که دیگر نيازی به آن ندارید نکشيد؛ مثالً وقتی سير شده اید، اضافه گوشت را هدر ندهيد. آقا، این ها اصالً از آن سنخ ریاضت نمایی های عرفانی نيست. مسئله دقيقاً همين جا حل می شود: ریاضتِ واقعی، محروم کردن خود از نعمت ِهای الهی نيست؛ بلکه مهار حرص، خودخواهی، تعدی، اسراف، و ميل به نقض حقوق دیگران است.

حاال این جا اصل ماجرا را ببينيد. من روی این قضيه تمرکز کردم. دنبال مفهوم آزادی بودم، بعد دنبال مفهوم حقوق مالکيت فردی رفتم و روی آن متمرکز شدم، و این پاسخ را گرفتم. شما هم ممکن است روی مسئله دیگری زوم کنيد؛ مثالً در یک کسب وکار، در یک مسئله علمی، در یک نياز دانشی، یا در هر موضوع دیگری. اما اگر همان حقوق را دوباره رعایت کنيد، همان اصولی را که تا این جا گفتم نگه دارید، و همان نظام صوریِ سازگار (consistent) را مبنا قرار دهيد، به شما هم الهاماتی می شود که ممکن است به افرادی که به اصول حقوق مالکيت فردی و حقوق ال هی معتقد و پایبند نيستند، نشود؛ هرچند ممکن است به آن ها هم بشود و خداوند صالح بداند جرقه ای از هدایت را برایشان روشن کند. اما کسانی که از آن لذت های اضافه و اسراف آلود پرهيز نمی کنند و حقوق مالکيت دیگران را ضایع می کنند، ممکن است کم کم از این موهبت محروم شوند؛ زیرا، طبق توضيحاتی که تا این جای کتاب داده ایم، با نقض آزادی و حقوق مالکيت فردی دیگران، روش های معرفت شناسی را یکی یکی از دست می دهند. اما به شما می شود. این جاست که شما دست باال را پيدا کرده اید؛ فاصله ای جدی با بقيه پيدا می کنيد . اینجا همانجایی است که مالک برتری نزد خداوند است یعنی شما با پرهيزکاری که خود خداوند فرموده مالک برتری نزد او تقواست به برتری رسيده اید که باز هم مجوز نقض حقوق مالکيت فردی دیگران را به شما نمی دهد .بلکه اساساً همين عدم نقض حقوق مالکيت دیگران است که عامل برتری و گرامی بودن نزد خداست