Page 203

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 203 .در مقابل تقدم اتحادیه اروپا برای حزب دموکرات مشهود است رفتار حزب ریپابليکن با ایران در تاریخ معاصر نيز از این منظر بسيار قابل .بررسی است تفاوت محوری تمدن ایرانی با رومی آن بود که ایرانيان حق مالکيت زمين را بر اساس آبادگری زمين یک حق الهی می دانستند که حتی .پادشاه هم اجازه نقض آن را ندارد و نمونه آن را در اشکال هندسی ساخت کاخ تيسفون می بينيم از طرف دیگر منشأ حق مالکيت زمين در جمهوری روم و تمدن های یونانی و رومی بر مبنای مشروعيتی بود که جمهور به یک نفر می دادند و همان جمهور هم می توانستند سلب مالکيت کنند. طبيعتاً ایرانيان"دموکراسی" را هزاران سال با چشم دیده بودند و عقل آزادی خواه ایرانی می دانست که از آن هر چه درآید یک تداوم تاریخی و تمدنی مد افع آزادی و حقوق مالکيت فردی در نخواهد آمد. این که امروز عده ای ایرانی برای دموکراسی تب می کنند به این دليل است که این کتاب هنوز نوشته نشده بود بخوانند و این سرگشتگی تاریخی.به دنبال پاسخ بوده است در تمام شبه جزیره عربستان یک رود دائمی وجود ندارد. با تکيه بر اصول بدیهی ژئوپليتيک می توان نتيجه گرفت که چنين جغرافيایی در ،گذشته دور به دليل نبود تکنولوژی هایی مانند تصفيه آب دریا نمی تواند کانون جمعيتی چشم گيری داشته باشد. رودهای دائمی .گهواره های تمدن های پرجمعيت در تاریخ بوده اند استفاده از آب چاه ها و رودهای فصلی نمی تواند پاسخگوی جمعيت متمرکز و انبوه باشد. بدیهی است که کل جمعيت شبه جزیره عربستان به سختی می توانست به اندازه فقط یکی از سکونت گاه های در جوار ر ودخانه های دائمی دجله و فرات و کارون و زاینده رود و فرا رودان )(ماوراءالنهر .... باشد اگر تکنولوژی های قرن اخير نبود، جمعيت .کشور عربستان به سختی می توانست به پنج الی ده ميليون نفر برسد اگر بر اصول بدیهی ژئوپليتيک و سایر ،حوزه های مشابه رجوع کنيم در1400

سال پيش، برای داشتن یک نيروی نظامی قدرتمند، عامل جمعيت حرف اول و آخر را می زد. برای داشتن یک ارتش قوی شما یا باید کميت باال داشته باشيد یا کيفيت باال مانند یک تکنولوژی بسيار برتر و در آن زمان اگر تکنولوژی برتر نظامی هم وجود می داشت متعلق به ساسانيان و بيزانس (روم شرقی) بود. در نتيجه اصالً و ابداً با عقل سازگار نيست که ما نتيجه بگيریم ورود اسالم به ایران "فقط" .با شمشير و اجبار بوده است اگر ساسانيان امکان فتح با نيروی نظامی داشتند، همان زمان روم شرقی بيکار ننشسته بود و به طریق اولی باید.ساسانيان توسط آنان فتح می شد شبه جزیره عربستان رودخانه دائمی نداشت و ندارد؛ یعنی نمی توانست کانون جمعيتی باشد. با منطق ژئوپليتيک، غيرممکن است ناحيه ای که در درون آن حتی اتحاد وجود نداشت و جمعيت کل آن به زحمت به جمعيت یک ایالت ایران ساسانی می رسيد، بتواند هم ایران را با زور نظامی شکست دهد و هم از فرارودان تا آندلس گسترش یابد. اگر چنين ایده ای را بپذیریم، آن وقت باید بپرسيم چرا روميان نتوانستند ایران را تصرف کنند؛ در حالی که هم ادوات جنگی مجهزتری داشتند و هم جمعيت بيشتری در اختيار داشتند. پيروزی نظامی در آن دوران، وابستگی کامل به جمعيت و توان سربازگيری داشت. باید از دو منظر نگاه کنيم: قدرت سخت و قدرت نرم. اول قدرت سخت را :بررسی کنيم