Page 624
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 624 شایستگی اکتسابیِ سياسی- علمی تکيه کردند، در حالی که پيروان امام باقر (ع) بيشتر بر علمِ منتقل شده در خط امامت تأکيد داشتند. این یعنی از همان جا دو منطق از هم جدا شد: منطقِ «امام به مثابه محور دانش و هدایت» و منطقِ «امام به مثابه مدعیِ خروج سياسی . در ميراث او نيز همين الگو دیده می ،شود. سخنان منسوب به امام باقر (ع) در منابع حدیثیِ شيعه، پيوسته بر پيوندِ دانش با حلم، پایداری اعتدال در معاش، نيکی با مردم، و مهارِ جهل و تکبر تأکيد دارد. در این تصویر، امام فقط آموزگارِ معلومات دینی نيست؛ بلکه سازنده انسانی است که هم می،فهمد هم خویشتن دار ،است هم در معاش از اعتدال خارج نمی ،شود و هم در روابط اجتماعی به خير و انصاف نزدیک می شود. از این ِجا، در خوانش نظریه آزادی ، سيره امام باقر (ع) معنای روشنی پيدا می کند. نظریه آزادی ميان دو مسير فرق می گذارد: یک مسير، دیالکتيکی است؛ یعنی تاریخ را زنجيره ای از نزاع های ضروری، شورش های پی درپی، و کشمکشِ بی پایان برای تصرف قدرت می ِبيند. مسير دیگر، رشدِ موزایيکیِ عقل، حق، و نظم اجتماعی است؛ یعنی جامعه نه با انفجارِ دائمی، بلکه با افزایش فهم، تقویت مرجعيت فکری، و ساختنِ شبکه های پایدارِ اعتماد و دانش نيرومند می شود. سيره امام باقر (ع)، دست کم در سطح تاریخیِ مستقل، به وضوح به مسير دوم نزدیک تر است. در این چارچوب، امام باقر (ع) را می ِتوان امام بازتولیدِ عقالنیت پس از فاجعه دانست. امام حسين (ع) مرزِ حق و باطل را با خون روشن کرد؛ امام سجاد (ع) جامعه زخمی را از درون بازسازی کرد؛ و امام باقر (ع ) این بازسازی را وارد مرحله ای کرد که در ،آن حقيقت باید قابل تعلیم، قابل انتقال، و قابل صورت بندی شود. این جا دیگر فقط بقا مهم نيست؛ مهم این است که جامعه دوباره بتواند بفهمد، استدالل کند، و بر محور دانشی معتبر خود را از آشوب و تحریف نجات دهد.
در تطبيق با نظریه آزادی، این یعنی: آزادی فقط با نفیِ ظلم حفظ نمی شود؛ با تولیدِ مرجعیتِ عقالنی هم حفظ می شود. جامعه ای که دانشِ معتبر، معيارِ استدالل، و مرکزِ تبيين نداشته باشد، خيلی زود طعمه،غوغا ،کاریزما و ِسياست بسيج گر می شود .امام باقر (ع ) ًدقيقا در نقطه ِمقابل این منطق ایستاد : نه با ،انفعال بلکه با ِساختن یک کانون علمی که ًبعدا در عصر امام صادق ( ع )شکوفاتر شد .حتی منابع نيز در شرح جایگاه او نشان می ن ده د که در تکوین ِمفهوم امام در ،تشيع مسئله »«علم در محور قرار گرفت. پس اگر این سيره با زبان نظریه آزادی بازنویسی شود، حاصل چنين است : »امام باقر (ع) امامت را از افتادن در دامِ «قدرت به مثابه غایت دور نگه داشت و آن را به سوی «علم به مثابه بنيان هدایت» برد. این نه کناره ِگيری از واقعيت، بلکه مهارِ افتادنِ حق در بازیِ دیالکتيکی قدرت بود. او جامعه را به جای آن که خوراکِ یک نزاعِ شتاب .زده کند، به سمتِ انباشتِ عقل، آموزش، و معيارهای پایدار فهم سوق داد در منطق نظریه آزادی، این یکی از بنيادی ترین صورت های مبارزه با طاغوت است: اینکه حقيقت، پيش از آن ،که به شمشير نياز پيدا کند بتواند خود را در زبانِ علم، تعليم، و مرجعيتِ فکری تثبيت کند.