Page 643

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 643 آن چيزی که در دیالکتيکی کردن تاریخ و شتاب دادن پایان تاریخ هگلی، با مداخله و دستکاری انسان انجام می شود که هم در منطق ،آخرالزمانی سایر مکاتب بررسی کردیم و هم جمهوری اسالمی چنين رویکردی داشت که در تصميمات ژئوپليتيک آن مشهود بود در اصل تشیع نه با دستکاری انسان که با دعا و صدا زدن خود منجی معنا دارد. در واقع فرد فرد از جامعه منتظر ظهور مسئولیت های فردی خودشان را در بسط حقوق مالکیت فردی و آزادی فردی انجام می دهند اما آن کسی را که به او اعتماد و ایمان و امید دارند را صدا می زنند یا برای تعجیل ظهور او، به درگاه خ دا دعا می.کنند شیطان یک جعل دیگر انجام می دهد و می خواهد زمان را مادی و عینی کند که به مالکیت انسان درآید در حالی که در شکل سازگار با نظریه آزادی، صاحب زمان انسان نیست و انسان می تواند از صاحب زمان درخواست تعجیل کند و نه آن .که خودش تعجیل یک رخداد را جعل کند فناوریِ کنترل کامل و ضرورت منجی زنده و غایب فناوری بشر به نقطه ای رسيده است که توانِ کنترلِ یک انسان را از پيش از تولد تا لحظه مرگ دارد؛ و با ترکيب هوش مصنوعی، انواع دوربين های نظارتی، کوادکوپترها، ارز دیجيتال بانک های مرکزی، و نقشه های ژنتيکی ای که از کودکی جمع آوری می کنند و همه نهادهای علمی و سالمت در سطح بين المللی هم کاسه هستند و اشتراک گذاری اطالعات دارند و تصميم گيران و سهام داران خيلی .متنوعی هم ندارند فناوری بشر به نقطه ای رسيده یا دست کم خيلی نزدیک شده است که می تواند تا ابد جلوی تولد هر شخص با پتانسيلی که از نقشه ژنتيکی او و والدین او خط خ ونی او دارد و می تواند توان رهبری و منجی بودن و کاریزماتيک بودن را دارد بگيرد یا دست کم کنترل دائمی کند . حتی اکنون نيز با آزمایش های ژنتيکی، با هزینه هایی در حدود ده تا بيست هزار دالر، می توان به فرزند شما گفت که در چه زمينه هایی استعداد دارد و مثالً آیا بالقوه توان رهبری دیگران را دارد یا نه ، این سرویس همين االن هم موجود است و در حال جمع آوری داده های ارزشمند ژنتيکی است . به راحتی می توان همه این گونه کودکان را در دهه های آینده زیر شدیدترین کنترل ها برد تا از بروز هر جنبشی جلوگيری شود؛ چيزی شبيه به فيلم ما تریکس . ماتریکس یک فيلم تصادفی نبود بلکه یک مانيفست آشکار عرفانی .گنوسی بود آینده جهان، وضعيت فعلیِ چين است. آینده جهان این است که دولت های پيروزِ نظم نوین جهانی، جهان را به یک چينِ بزرگ تبدیل کنند؛ با قفس هایی بزرگ تر. همين امروز نيز فناوری شبيه سازی انسان، مانند آنچه از دهه۱۹۹۰ درباره شبيه ،سازی گوسفند شناخته شده در اصل وجود داشته است. دولت ها توافق کرده اند که چنين کارهایی را انجام ندهند، اما انجام می دهند، یا اگر تاکنون به طور علنی نکرده باشند، برای جبران بحران جمعيتی به سوی آن خواهند رفت. نتيجه چنين مسيری، گسترش کودکانِ بی پدر و مادر و نابودی نهاد خانواده است؛ همان نهادی که خ ط مقدمِ سنگر آزادی و رهایی از دولت به شمار می رود.

حال در چنين وضعيتی، آیا خالف عدل الهی نيست که ما یک منجیِ زنده اما غایب نداشته باشيم؟ اگر فقط ده نفر در سراسر جهان به خدا و اراده آزاد و دین خدا ایمان داشته باشند، آیا خالف عدل الهی نيست که از پيش، راه نجاتی برای آنان تدارک دیده ن شده باشد؟ اگر قرار باشد اميد به آزادی هيچ گاه به طور کامل خاموش نشود، اگر قرار باشد امکان اعتماد، هدایت، و نجات از ميان نرود، و اگر قرار