Page 391
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 391 دین قرار نيست بهشت را روی زمين بياورد ، وعده شيطان این است ،بارها گفته ام دین قرار نيست بهشت را روی زمين بياورد. پدر بد، مادر بد، برادر بد، شوهر بد، زن بد، این ها انتخاب کرده .اند بد باشند دین می آید این ها را شرمنده تر کند، برای بد بودنشان مانع بگذارد، و فرمول بهتر شدن بهشان بدهد . همين قدر ساده. صيغه تو را از دست سایرین شاید رها کند، ولی از دست خدا که نمی توانی در بروی. پدر بد، مادر بد، شوهر بد، زن بد، برادر بد، همه این ها امکان انتخاب بد بودن دارند. اگر این امکان نباشد، اراده آزاد بی معنا می شود . دین نه برای اجبار آمده، نه برای حذف امکان خطا. اگر اجبار کند، دیگر دین نيست؛ می شود عرفان دولتی، دولت شيطانی، یا همان پروژه کنترل گری که در لباس دین آمده. وظيفه دین این نيست که آدم ها را به زور خوب کند .وظيفه اش این است که مانع ،بگذارد هشدار ،بدهد و فرمول بهتر شدن بدهد.
هيچ کس وظيفه
به
بهشت فرستادن دیگران را
ندارد.
اگر دین اجبار کند، دیگر دین نيست؛ عرفان دولتی است، شيطان است.
شما باید امکان انتخاب بد بودن داشته باشيد تا سنت آزمون الهی و اراده آزاد معنا داشته باشد. تصور عده ای این است که دین باید به جایشان همسر انتخاب کند و .پول در بياورد و فرزند صالح تربيت کند و آن ها هم فقط استراحت کنند و فکر نکنند اگر کسی فکر کرده با صيغه عقد دیگر هر کاری بکند مجاز ،است نه ًاخالقا و نه ًعقال درست نيست .حتی اگر حقوقی بتوانی چيزی را پيش ،ببری هر چيزی قابليت قانون شدن ندارد. اگر روان سالمی داشته باشی، وقتی همسرت مایل نيست، سکس نمی .کنی اگر این کار را بکنی زن هم شرایط فسخ قرارداد را دارد. این که می گویند"زن حق طالق ندارد" هم از آن"کذب های بزرگ" .است درست آن این است که بگویيم" .زن حق طالق را با دریافت همه مزایای مالی ابتدای ازدواج یعنی مهریه ندارد" در واقع مرد یک مهریه هنگفت می دهد که بر اساس آن یک یقين قلبی از مأمن آرامش زندگی پيدا کند و به ساخت مشترک زندگی مشغول شود و ذهنش دچار ناامنی جنسی نشود که اصالحاً آلتش در کار باشد به جای آن که مغزش و توانش را در کار بگذارد! این ناامنی روانی جنسی بنيان سالمت روان مرد را متالشی می کند، تا سر حد یک تروریست می.تواند مرد را رادیکال و بی عقل کند اما زن که"نفقه" را همواره دریافت کرده است می تواند مجدداً وارد مذاکرات فسخ قرارداد شده و بخشی یا تمام مهریه را ًواگذار کند و با فسخ قرارداد از ازدواج خارج شود. کامال منطق توافق داوطلبانه بر مبنای حقوق مالکيت فردی دارد. به محض این که این تعادل بر هم بخورد که مرد همزمان مهریه هنگفت را بدهد و هر زمان زن بخواد بتواند بدون بازگرداندن مهریه از ازدواج خارج شود، دیگر هيچ منطق منطبق با عقلی در این عرضه و تقاضا وجود ندا رد. بنيان این قرارداد یک طرفه و بر باد می شود. با این تعادل است که مرد می داند نباید زندگی خودش را خراب کند و همسرش را ناراضی کند و بر خالف رضایت و محبت از او در هر زمانی طلب سکس کند. اما نکته اساسی این است که ظرفيت جنسی زنان اگر در رابطه با همسرشان مورد احترام و محبت قرار بگيرند نسبت به شوهرشان نامحدود است چرا که مح دودیت بيوشيميایی مردان را که نيازمند گذر زمان برای بازسازی دارد را ندارند. بنابراین در یک رابطه دو طرفه سالم در یک چرخه سازنده بين ایجاد محبت و رابطه جنسی با کيفيت تر قرار می .گيرند