Page 563

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 563 سوزاندن، یعنی قربانی باید فقط خاکستر شود و به مصرفِ دیگری نرسد. در این منطق، قربانی نباید به غذا، نذری، یا مصرفِ زمينی تبدیل شود؛ باید تماماً برای خدایان باشد. و این خدایانِ جدید، در خوانش من، چيزی جز شيطان و رفقایش نيستند.

از همين جا است که باید یک خطِ قرمزِ مطلق کشيد: کشتنِ کودکان را، به هیچ بهانه، در هیچ شکل، و به هیچ نامی نپذیرید. فرقی نمی کند به نامِ جنگ باشد، به نامِ دولت باشد، به نامِ آرمان باشد، یا به نامِ نجاتِ جمع. آن جا که کودک کشته می ِشود، از یک خط قرمزِ بنيادین عبور شده است. اگر نسبت به کشته شدنِ کودکان، به هر شکل و به هر دليلی، بی احساس شدید؛ اگر گوشتان عادت کرد؛ اگر برایتان تکراری شد؛ اگر دیگر از شنيدنِ آن نلرزیدید؛ شما هم به نوعی بخشی از همين مراسمِ قربانی کردن برای شيطان شده اید. شما تماشاگرِ ماجرا شده اید. و تماشاگرِ عادی،شده بيرون از بازی نيست؛ بخشی از خودِ بازی است. بعضی خطوطِ قرمز وجود دارد که اگر از آن ها عبور شود، دیگر می توان با یقين گفت با شيطان طرفيم. یکی از روشن ترینِ آن ها همين است: کودک کشی.

از این منظر، من امروز دولتی در کره ی زمين نمی شناسم که کودک نکشته باشد. بدون استثنا. و از همين ،جاست که در این خوانش دولت ها در نهایت، صورت هایی از شيطان اند: چون در لحظه ی بحران، برای بقای خود، از خونِ بی گناهان، از جمله کودکان، می گذرن .د پاسخ به نقد عرفانی که چرا باید از خدایی که تهدید می کند خوشمان بياید؟ در عرفانِ مناد، وحدت وجود، و گنوسيسم، می گویند خدای واقعی نيازی به ترس ندارد، و اهلل را ــ اعوذ باهلل ــ موجودی عقده ،ای، خشن و در نهایت همان دمیورژ معرفی می کنند. اما این، دقيقاً یکی از طرح های شيطان برای نابودی آزادی است.
دقيقاً با همان منطق آکسيوماتيک در بحث لغو برده داری اینجا وارد می.شویم مسئله این نيست که خدا نياز دارد ما از او بترسيم. مسئله این است که ما نیاز داریم فقط از او بترسیم، نه از هیچ چیز و هیچ کس دیگر.
اگر ترسِ انسان متمرکز بر خداوندِ حقيقی نباشد، ترس از بين نمی رود؛ فقط در جامعه پخش می شود. آن وقت انسان، به جای آن که از خدای بی نياز بترسد، از دولت می ترسد، از مرشد می ترسد، از جمع می ترسد، از اکثریت می ترسد، از قدرت می ترسد، از فقر می ترسد، از بی آبرویی می ترسد، و از هزار خدای زمينیِ دیگر می ترسد.

جامعه ای که ترس در آن پخش شده باشد، دیگر جامعه ی آزادی نيست. چنين جامعه ای به جای دفاع از آزادی، فقط به دنبال بقای حداقلی می رود؛ ،نه کمک به همنوع در آن اولویت دارد ،نه ایستادن در برابر ظلم و نه فریاد برای حق . ترس یک ویژگی انسانی است که برای انسان در بسياری از مواقع خطر کاربرد حياتی دارد، بنابراین در بحث دوگانه دین و عرفان، این .ترس باید به یک سمتی هدایت شود تا مدافع آزادی و حقوق مالکيت فردی و اراده آزاد شود