Page 558

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 558 در این جا دیگر دین، صرفاً به معنای مجموعه ای از مناسک یا توصيه های اخالقی فهميده نمی شود؛ بلکه به مثابه یک نظام صوریِ ناظر به آزادی، حقوق مالکيت، و نسبت انسان با حقيقت فهم می شود. از همين رو، پاسخ به پرسش «دین یعنی چه؟» از دل همين گره ِگشایی معرفت شناختی عبور می کند.

هنوز در مقدمه ایم . با همه آنچه تا این جا گفته شد، هنوز در مقدمه ایم. این مبحث چنان پيچيده و سنگين است که هرکس بدون بنيان درست وارد آن شده، در نهایت یا به جوک تبدیل شده یا به خزعبالت. بسياری از کسانی که به این قلمرو وارد شده ،اند، چون از آغاز مسئله را غلط صورت بندی کرده اند، در پایان یا به نمادشناسی های سست و توطئه زدگیِ سطحی رسيده اند، یا به روایت های بازاری و هيجانی که هيچ بنيان استداللیِ محکم ندارند.

این موضوع، پدیده ای شدیداً ميان رشته ای است. بدون تسلط نسبی بر فلسفه، دین، منطق، علم، و اسطوره شناسی، ورود به آن غالباً به بيراهه می انجامد. اما این ها نيز کافی نيستند؛ چون پای ایمان نيز در ميان است. در این قلمرو، اندک لغزش در مبنا، برای انحراف کامل کافی است. برای خواننده، تنها امتياز این است که اکنون می تواند از مسيری عبور کند که بخش مهمی از آن، پيش تر پيموده و تا حدی صورت بندی شده است.

چرا بعضی چيزهای دینی شبيه خرافه به نظر می رسند؟ در واقع، بسياری از کسانی که به دین می گویند خرافات، چيزی را دیده اند که اسمِ دین روی آن بوده، اما خودِ دین نبوده است. ًمثال یک آخوند می گوید من موکل دارم، با اجنه در ارتباطم، دعانویسی می کنم، و امثال آن. مستقل از این که حرف هایش صادقانه باشد یا کاذب، او دارد از مسيرهایی استفاده می کند که خودِ خداوند نهی کرده است. پس این کارها هيچ ربطی به دین ندارد.

دین، دقيقاً برعکس، آمده به شما بگوید تک تکِ این خرافه ها، بازی ،ها، و مسيرهای مشابه زمینِ بازیِ شیطان اند؛ واردشان نشوی د و .برای متاع دنيا بندگی و بردگی شيطان را نکنيد پس اگر کسی این ها را به اسمِ دین جا بزند، مشکل از دین نيست؛ مشکل از تحریفِ دین و از دیندارانی است که از مسيرهای ممنوعه می روند و بعد همان را به اسمِ دین عرضه می کنند.

یک پرسش مهم این است: چرا بعضی چيزها در دین، در نگاه اول شبيه خرافه به نظر می رسند؟ مثل توسل، نذر، یا نماز آیات.

پاسخ این است که باید متن و کارکرد آن ها را دید، نه فقط ظاهرشان را.

مثالً نماز آیات را ببينيد. نماز آیات برای خورشيدگرفتگی و ماه گرفتگی و امثال آن آمده است؛ درست در همان نقاطی که در بسياری از سنت های عرفانی، شيطانی، و خرافی، این پدیده ها موضوعِ مناسک و تعبيرهای جادویی بوده اند. نماز آیات نيامده بگوید این ها خودشان قدرتِ خفيه دارند؛ آمده بگوید این ها نشانه های خدا هستند، نه نشانه های شيطان پرستی و خرافات.

پس اگر بعضی احکام دینی در ظاهر شبيه مناسکِ خرافی به نظر می رسند، در واقع کارکردشان برعکس است : جای خرافه را پر می کنند تا انسان به زمینِ خرافه وارد نشود . این شيطان است که پس از جعل وحی و به دنبال جعل عبادات دینی با مناسک شيطانی