Page 523
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 523 یک ساختارِ تدریجیِ آلودگی وارد کند؛ ساختاری که در آن، هر مرحله توجيه کننده ی مرحله ی بعدی می شود، تا جایی که قبحِ کار از بين برود و خودِ فرد نيز دیگر آن را بد نبيند.
مولوی، شمس، و خواندنِ تفکیکی در همين چارچوب است که من حتی درباره ی چهره هایی مانند مولوی نيز خوانشِ تفکيکی دارم. مولوی را نمی توان یک سره دور انداخت؛ بخش های مهمی از شعر و اندیشه ی او، به ویژه در دوره ی پيش از ورودِ کامل به بازیِ شمس و عرفان، کم نظير و درخشان .اند اما از نقطه ای به بعد، به نظر من، او از عقل و استداللِ روشن فاصله می گيرد و در مسيرِ عرفانِ شورمند، از عرش به فرش می.آید ظن .شایعات روابط فيزیکی عليه مولوی و شمس چندان هم دور از ذهن نيست. به تدریج بيشتر این مسئله باز می شود چاکرا، یوگا، مدیتیشن؛ شوخیِ بی خطر نیستند یکی از خطاهای رایج این است که مردم خيال می کنند مفاهيمی مثل «باز کردن چاکرا»، یوگا، مدیتيشن، یا بعضی شوخی ِهای رایج مربوط به این ها، صرفاً شوخی، سبک زندگی، یا نوعی آرام سازیِ بی خطرند. در حالی که در بسياری از ساختارهای عرفانی، این ها شوخی نيستند؛ بخشی از یک مسيرند.. سير و سلوک عبادی که آن نيز به مانند جعل وحی، جعل عبادت های دینی است یعنی در زبان ساده و بی خطر آغاز می شوند، اما در الیه های درونی تر، به خاموشِکردن کامل عقل، شکستنِ مرزهای فردی، و عادی ِسازی اطاعت از ساختارِ باالدست ختم می شوند.
برای همين است که در منطق این نظریه، نمی توان با این حوزه ها با سادگی یا بی خيالی برخورد کرد. مسئله فقط این نيست که کسی چند تمرینِ ظاهراً بی ضرر انجام می دهد؛ مسئله این است که آیا آن مسير، در نهایت، به تقویتِ عقل و اراده ی آزاد می ِانجامد یا به خاموشی آن ها. اگر به خاموشیِ عقل و تسليمِ سلسله مراتبی ختم شود، دیگر از هر اسم و ظاهرِ بی خطری که برخوردار باشد، در همان شجره ی عرفانِ شيطانی قرار می گيرد . عرفان، آلودگیِ سلسله مراتبی، و بردگی در نگاه من، وجهِ مشترکِ بسياری از این فرقه ها با ساختارهای سياسیِ رانتی و فاسد نيز همين است: آلودگیِ سلسله مراتبی. یعنی شما برای دسترسی به امتياز، قدرت، لذت، رانت، یا احساسِ برگزیدگی، باید وارد زنجيره ای از اطاعت، آلودگی، و وابستگی شوید. فرقی نمی کند این سلسله مراتب در قالبِ مرشد و قطب ظاهر شود یا در قالبِ دولت و رانت و امتياز. سازوکار یکی است: انسان را در زنجيره ای از بندگیِ غيرخدا گرفتار می کند.
از همين جاست که می توان فهميد چرا توبه در دین چنين جایگاه نجات بخشی دارد. خدا، تا آن جا که به حق اهلل مربوط می شود، راه بازگشت را باز گذاشته است؛ یعنی اگر انسان در این سلسله مراتبِ بردگی شکست خورد و آلوده شد، راهِ بازیابیِ عقل، اراده ی آزاد، و