Page 474

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 474 دلیل این که رایج شده بود که عموم مردم می گفتند هرکس فلسفه و عرفان بخواند خل و چل می شود از اینجا ناشی می !شود آتئيسم، نفی خدای تعریف پذیر، و تقرب ناخواسته به توحيد سردرگمی آتئيست ها؛ نفی خدای تعریف پذیر به مثابه تأیيد دین این که خداوند تعریف ناپذیر و خيال ناپذیر باشد یا نباشد و همه مواردی که تا اینجا بحث کردیم، همه نشان دهنده این بودند که بنيان دعوا، الهياتی است. خالصه ماجرا این که با صرف گفتن"من آتئيست هستم" شما کماکان پاسخی الهياتی داده اید به گونه ای ابتدا یک خدایی را تعریف کردید و سپس آن تعریف از خدا را نفی کردید. اساساً آن خدایی که شما نفی کردید چون به صورت پيشينی تعریف شده بود از نظر خود دین نيز مردود است که با نفی خدای تعریف پذیر به اثبات آن کمک کردید. ما اساساً چيزی به اسم خدانا باور نداریم. این هم از آن مهمالت کالهبردارانه است. مسئله اصلی این است که چه خدایی را، با چه تعریفی، انتخاب می کنید!. من هم نسبت به خدای تعریف پذیر و قابل خيال و وهم، موضع عدم باور دارم • اگر شما به خدای بدون تعریف، ورای تصور، و بزرگ تر از همه چيز ایمان دارید، چون تعریف ناپذیر و فراتر از خيال و وهم است، کنترل ناپذیر هم هست .. پس ما در یک زمين مشترک هستيم • اما اگر به خدای تعریف پذیر عرفان ایمان دارید، چون تعریف پذیر است، کنترل پذیر هم هست.. مسير ما جداست • اگر شما خدای تعریف پذیر و خيال پذیر عرفان را نفی می کنيد و به خودتان می گویيد خداناباور، دست بر قضا یک گام به !خداباوری و پذیرش خدای فراتر از تعریف و وهم و خيال نزدیک تر شده اید کافی است به تمام فرقه های عرفانی، به سوسياليسم، و به دولت پرست ها نگاه کنيد. گام اول برای کنترل کردن شما، تعریف پذیر کردن خدای شماست. به بردگی گرفتن شما بعد از این مرحله است . اگر شما نسبت به این مدل خدایان، خداناباور هستيد که یک پله جلوتر از .آنانی هستيد که این خدایان جعلی را به خدایی گرفته اند لن ترانی، عرفان، و دشواری ایمان با منطق چرا ایمان از مسیر منطق دشوار است یک مشکل دیگر ما این است که لن ترانی یعنی شما هيچ وقت خدا را نمی بينيد؛ نه خودش را، نه هيچ چيز متافيزیکی ای را، هيچ. باید خشک خشک با منطق نظام های صوری اکسيوماتيک قضيه را قبول کنيد. بعد تازه ایمان هم بياورید. می ًدانيد چقدر سخت است؟ تقریبا نشدنی است. همان بخش دو دو تا چهارتایش را قبول کنيد کافی است. برخالف عرفان بازها و گروه های خفيه که در کار پدیده های این شکلی اند؛ آن ها مالقات شيطان و اعوان و انصارش می روند، بعد توهم می زنند که خدا را دیده اند. بعد نعره اناالحق سر می .دهند گاهی