Page 287

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 287 توليد کرده اید، اینجا هم اگر کسی از مقدم نادرست آتئيسم به نتيجه آزادی و حقوق مالکيت فردی که درست است رسيده باشد باز هم یک انسان متمدن است که می تواند همزیستی با نظم اجتماعی مبتنی بر آزادی و حقوق مالکيت داشته باشد .

من به آتئيست ها و ندانم گراهایی که به آزادی و حقوق مالکيت پایبند هستند، دین داران و خداباوران خجالتی می .گویم چرا که به نهادی در درون خودشان و در جهان باور دارند که بر آن اساس حتی در صورت امکان اعمال قدرت یا پنهانی نيز نقض آزادی و حقوق .مالکيت دیگران نمی کنند (این بحث را مفصل تر در بخش مثال فروشگاه و دوربين های کنترلی و دست آخر نظریه بازی ها انجام داده )ایم به طور خالصه عرض کنم: اساساً بحث های مرتبط با جهاد، مرتبط با کسانی است که"حربی" هستند یعنی قصد جنگ و اعمال خشونت .و زور برای نقض آزادی و حقوق مالکيت شما را دارند از دید من کسی است که هر زمان قدرت داشته باشد، دیگران را به بندگی می گيرد و دشمن آزادی است. به طریق اولی، چنين فردی تنها در حالتی دست به این کار می زند که یا خود را در مقامی باالتر از خدا قرار داده یا اصل توحيد را نپذیرفته است و یا سر وجود اراده آزاد متقابل.در خودش و من توافق نکرده است حال سؤال من این است: کسی که آزادی شما را نقض کند و شما را به بندگی بگيرد، در آمریکا طبق قانون اساسی، شما مجازید با سالح از خود و آزادی تان دفاع کنيد. این چه تفاوتی با جهاد دفاعی دارد؟ مسئله این است که دین خدا، که برای آزادی بشر از بندگی غيرخدا آمده، در طول تاریخ توسط حاکمان و دولت ها به گونه ای تفسير شده که با اصول خود ناسازگار یا غيرسازگار (inconsistent)

شده است، تا از مفهوم جهاد برای کشورگشایی یا منافع طبقه حاکم استفاده شو د. در صورتی که نه پيامبر اسالم و نه اهل بيت او، هيچ گاه کشورگشایی ها و تهاجم برای م سلمان کردن اجباری دیگران را نه انجام داده بودند و نه تأیيد کرده بودند و نه در آن مشارکتی کرده .بودند و نه چنين نگاهی از منظر یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی برای آزادی و حقوق مالکيت که دین است، سازگار است آمریکا، حق حمل سالح، و نسخه ناقص دفاع از آزادی آزادی حمل سالح در آمریکا، سطحی نازل تر از دفاع از مالکيت خصوصی و آزادی نسبت به دین خداست. این نزدیک ترین نسخه انسانی و غيردینی از دفاع از آزادی در جهان کنونی است .اما به دليل یک تفاوت ظریف با نسخه دینی که مشکل ساز است ،آمریکا به نسخه ای بدل و تقلبی از دین تبدیل می شود. (مشکل همان بانکداری مرکزی و نظام پرداخت اجباری و ماليات )است و اما یادآوری: مادامی که آمریکا بيشترین ميزان تضمين آزادی را در ميان دولت های کنونی جهان ارائه می دهد، طبيعی است که آن را با حق اشتباه بگيریم، و این برداشت تا حدی مطابق عقل سليم است ، اما در واقع چنين نيست و آن هم به مردم امریکا و رجحان های فردی .ساکنين آن کشور مرتبط است دین خدا برای آزادی انسان آمده، اما در عمل به نماد سلب آزادی توسط بسياری از دینداران و حاکمان دینی تبدیل شده است، زیرا به نفع قدرت ها و دولت ها مصادره شده است.