Page 175

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 175 یکی از نکات مهم در دفاع آزادی (که شکل عينی و توافق پذیر آن، حقوق مالکيت است) این است که باید مسئله مالکيت هر چيزی .مشخص شود. در این جا نيز این امر مستثنی نيست مالکيت فرزند یا با پدر و مادر است و یا با دولت. حال یک چرخه دیگر را که با آن .تصاحب حضانت فرزند از دست پدر و مادر رخ می دهد را بررسی می کنيم یکی از دالیل و توجيهات اراذل و اوباش سوسياليست و دولت پرست این است که اگر پدر و مادر، صالحيت نگهداری از فرزند را ندارند، فرزند باید تحت مالکيت دولت در آید و طبيعتاً دولت هم هيچ از خودش ندارد جز ماليات اجباری و سرقت شده از دیگر شهروندان. به معنای دیگر: اشکال اول این است که به معنای دیگر، اشکال اول این است که )اگر پدر و مادرهای زیادی وجود داشته باشند (که این طور نيست که با فرزندان خود دشمنی دارند و یا فرزندان آنان برایشان بی اهميت است (که باز هم این طور نيست) و فرزندان زیادی ،را به دنيا آورند ًدائما هزینه بيشتری روی دست پدر و مادرهای درستکار و افراد مفيد و توليد کننده ارزش جامعه می اندازند و در واقع جریمه خطا و اشتباه دیگران دائماً به حساب افراد درستکار نوشته می شود و جریمه اش گردن .افراد مسئوليت پذیر و مفيد جامعه خواهد افتاد اشکال دوم این است که اگر از مثال های پيش تر در ارتباط با بيمه های بازنشستگی و قطع ارتباط منافع مشترک خانواده و پدر و مادر ،و فرزندان برگردیم دولت با مداخالت گسترده در اقتصاد و ایجاد سهم بزرگتری از کل اقتصاد به شکل دولتی و انحصار طلبانه در ... آموزش و بهداشت و امنيت و (که منبع درآمدی آن ،بخش از اقتصاد و آن افراد شاغل در آن غارت سيستماتيک به شکل ماليات از بخش خصوصی و مفيد جامعه است ) بخش زیادی از جمعيت یک جامعه را تبدیل به افراد تنبل بوروکرات دولتی ( به اشکال مختلف کارمندی و استادی و فنی و... بهداشتی و آموزشی و ) می کند. طبيعتاً این افراد اگر از یک سنی بگذرند نيز به دليل نداشتن شبکه ارتباطی واقعی در بازار و جامعه ، توان ارزش آفرینی .واقعی مبتنی بر رضایت و نياز خریدار یا مشتری را دست می دهند وجود پدیده ای به نام بيمه ها و صندوق ها و حقوق بازنشستگی را راه نجات خود در کهنسالی می بينند و آینده و عصای دست پيری خودشان را دولت و این شرکت )های وابسته به وجود دولت (شيطان خواهند پنداشت. همين مسئله نيز خود زمينه ای را ایجاد می کند که بخش خصوصی و واقعی اقتصاد نيز به جای انباشت یا فکر چاره کردن با مازاد درآمدشان بر اساس رجحان های خودشان را تدریجاً از دست بدهند چرا که باید دائماً آن را به شکل ماليات ب رای تأمين زندگی و پيری تنبل ها و مفت خورهای بوروکرات بپردازند در نتيجه آن ها هم بيشتر به سمت استفاده از بيمه های بازنشستگی هل داده می شوند. سرنوشت همه این صندوق های بازنشستگی هم پيش تر گفتم و دیگرانی نيز گفته اند که مشخص .است و آن مرگ و فروپاشی است حال در این نظم یک تعادل مهم بر هم می .خورد اگر در یک جامعه فرضی، دولت انحصارگر خشونت با این ویژگی های رایج نداشته باشيم، هر کس خودش باید به فکر کهنسالی خودش باشد. نظم تاریخی بشر نشان می دهد که بيمه بازنشستگی هر پدر و مادری، فرزندان آن هستند و تداوم ماندگاری یک گروه خانوادگی نيز کسب و کار خانوادگی بوده است به گونه ای که همين امروز با ثبات ترین و با قدمت ترین کسب و کارهای جهان و برندهای معتبری در دل اروپا نيز کماکان کسب و کارهای خانوادگی هستند که قدمت چ .ند صد ساله دارند اگر مثال بانکداری آزاد و پول خصوصی را هم به خاطر آورید، راز دوام و تأمين مالی یک کارآفرین و پایداری یک بانک آزاد و واحد پولی خصوصی در تداوم و پایداری و خوش نامی و درستکاری است در نتيجه ارزش