Page 47
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 47 بحران معنا، دین، و تبدیل ایدئولوژی های مدرن به دینِ بدیل یکی از نقص های ليبراليسم بحران معناست، برای همين کمونيست ها با ایده هایی مثل انسان طراز نوین! و خزعبالتی از این دست این خال معنا را پر کنند و همواره کار را بدتر می کنند. دین این خال معنا را پر می کند و چون نهادیست که در طول تاریخ ارگانيک وجود داشته است، بهترین شکل این کار را می کند. ليبراليسم در اروپا در حال تضعيف و فروپاشيست و گروه های سوسياليستی رشد می ،کنند شاید یک دليلش دست کم همين دین گریزتر شدن مردم باشد، برعکس آمریکا! این که جمهوری خواهان امریکا بيشتر حافظ ليبرال دموکراسی امریکا هستند نسبت به دموکرات ها هم از همين جا ناشی می شود. گرمایش زمين و محيط زیست، انرژی پاک و انسان طراز نوین و ایده های ووک، ادیان جدید سوسياليست ها برای جبران بحران معنا هستند. آرزو برای دسترسی به عدالت اجتماعی (یک مفهوم سوسياليستی ) عدالت محيط زیستی، انرژی پاک و ارزان و تجدید پذیر یک کپی تقلبی از باور به مهدویت و منجی آخرالزمان و برگشت ،مسيح به زمين هستند. سرمایه گذاری روی بحث های محيط زیستی و این شعارها هم ارگانيک یا تعمدی، برای پر کردن خال دین است برای کسانی که خيلی پوزیتيویستی و علم زده شده اند. البته اگر دین حذف بشه، دین جدید با این ایده ها، همان کمونيستی شدن جامعه .را در پی دارد مالیات سبز و خرافه مدرن : خرافات از این بزرگ تر که به دولت ها ماليات بيشتر بدهيم تا دمای کره زمين را پایين تر بياورند؟ من درباره اینکه زمين گرم تر شده یا سردتر شده یا اثر گلخانه ای راست است یا دروغ صحبت نمی کنم، اما اگر فرض کنيم راست است، چه خرافاتی از این باالتر که فکر کنی بوروکرات دولتی، که اگر حقوق ثابتش را بگيری و او را بفرستی داخل بازار تا کار کند، ولی نمی تواند ارزش ایجاد کند و از گرسنگی می ميرد، می تواند با یک ذره ماليات بيشتر دمای کره زمين را کاهش بدهد؟ (این ها قدم هایيست که در طی زمان طی کردم تا بعدا ریشه مسئله بازتر شود. وگرنه همه این گزاره ها و متن ها ناقص و دارای اشکال )هستند و ما هنوز ابتدای سفریم آنتروپی، حيات، توليد و مصرف: پيوند طبيعت با دفاع از ليبراليسم پژوهشی در همان سال های ابتدای این سفر دیده بودم که نوشته بود" ممکن است انسان ها با نفس کشيدن، گرمایش جهانی را تشدید کنند" چپ ها یا به عبارت بهتر سوسياليست ها وقتی محقق می شوند هم بالهت و جهالت خودشان را با خود حمل می کنند. گرمایش جهانی یعنی افزایش آنتروپی، تمام فعاليت های زیستی تشدید کننده آنتروپی هستند. باکتری ها و ميکروارگانيسم های سطح اقيانوس ها باعث افزایش چهار برابری آنتروپی زیستی می شوند. حيات و تکامل گویی یعنی توليد و مصرف با چرخه های بيش ت ر و سریع تر و به طور خالصه یعنی افزایش آنتروپی. اساساً تمایل هستی به افزایش آنتروپی بوده که پایه حيات شده است. کره زمين به ازای هر فوتون دریافتی از خورشيد20 تا فوتون ساطع می کند، یه دليل مهمش همين وجود حيات روی زمين است . غایت آرزوی این جماعت این است که !حيات متوقف شود! شاید خنده دار به نظر برسد ولی جلوتر خواهيم دید چه خواهد شد ًچرا ليبراليسم با حيات سازگارتر است؟ چون ذاتا آنتروپی را افزایش می دهد. چه از طریق تکثر سبک زندگی افراد، چه از باب افزایش توليد و مصرف. اگر می توانيد توليد کنيد، مصرف