Page 93
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 93 موضوعی دارد که من مفصال عرض کردم چرا نباید خدا مشاهده پذیر باشد و منتهی به نقض آزادی می شود و هم پاسخ متافيزیکی دارد که اگر کسی ادعا کرد قدرت فراطبيعی دارد و به پوزیتيویست های دارای عقده مشاهده گری نشان داد خداوند هم از طریق معجزات .پيامبران نشان دهد قدرت برتر اوست اگر همه پدیده ها قرار بود مشاهده پذیر باشند ،تا وجود آنان اثبات شود اساساً بسياری از اکتشافات و پيشرفت های علمی بشر هم ناممکن .بود( مشاهده پذیری در بسياری از موارد در ایجاد تمایز بين همبستگیcorrelation ) و ( رابطه علیcausation .) هم ناتوان است نقدهای مفصلی در این مورد وجود دارد که جداگانه.متفکران زیادی نوشته اند و من از آن گذر می کنم از طرفی هر پدیده ای تعریف پذیر باشد، کنترل پذیر هم می شود. تعریف پذیری خداوند به هر شکل (مثل طبيعت یا وحدت وجود یا مناد یا ...) باعث می شود تا فرد یا افراد تعریف کننده خدا، انحصار تعریف ایجاد کنند و در نتيجه انحصار ارتباط و انحصار قانون و انحصار مناسک و انحصار تعریف خوب و بد و انحصار راه های رسيدن به خدا ایجاد می کنند. نمونه آن همين نظریه والیت مطلقه فقيه در ایران است ، نمونه دیگر آن سازمان کليسای کاتوليک و کليسای ارتدکس است. نمونه های فراگير آن همگی دارای تشکيالت سازمانی سلسله مراتبی هستند که مشتمل از یک مر شد اعظم و پيروان مرشد و پيروان رده پایين تر مرشدان نایب و ... می شود که یک ساختار هرمی دارد. این ساختار هرمی در واقع همان ساختار قدرت در سازمان دولت هم هست. رئيس دولت در صدر و الیه بعدی وزرا و الیه .های بعد ... . فراماسونری هم چنين ساختاری دارد تمام عرفان ها ساختار سلسله مراتبی برای رسيدن به این خدای تعریف پذیر دارند. در واقع خدای تعریف پذیر خالق نظم سلسله مراتبی و نظم طبقاتی می شود و قدرت در الیه های طبقات مختلف از کم به زیاد به سمت .رأس هرم است مثال طبيعت گراها می گویند ما که نهایتاً فعال محيط زیست می شویم ولی اینطور نيست. چون یک نفر باید تعریف کند که چه ميزان از آسيب به محيط زیست مجاز است و چه ميزان نه. چه چيزی آسيب به محيط زیست است و چه چيزی نه و این مسئله چون قابل تبدیل به یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی نيست و ذات دیالکتيکی دارد، فرقه های عرفانی محيط زیستی متنوع ایجاد می کند. راه کسب قدرت در این مسير هم مشخص است: درجه علمی کسب کردن و نشان دادن وفاداری بيشتر به حفظ محيط زیست حتی به قيمت نابودی خود انسان (همان لينکی که باالتر دادم که می گفت تنفس ا نسان ها باعث گرمایش زمين می شود!) و قربانی دادن در راه محيط زیست برای جلب اعتماد عمومی و قدرت و ... است. این .ها چه مرض هایی است که پوزیتيویسم سر انسان می آورد عجيب است در واقع هرجا ما با یک سازمانی از سلسله مراتب قدرت مواجه می شویم، رأس هرم می شود نماینده خدای تعریف پذیر آن سازمان روی زمين است و راه باال رفتن در این سازمان ، سير و سلوک رسيدن به حق تعریف شده است و برای صعود در این سلسله مراتب باید همواره فداکاری .کرد و قربانی داد تا وفاداری اثبات شود ،همين که شما نيازمند قربانی دادن و اثبات وفاداری به مجموعه ای انسان دیگر هستيد خودش شروع.خاموش کردن اراده آزاد و آزادی فردی شما در خدمت سازمان یا فرقه است این که به مرور چطور آزادی دیگران را هم نقض می کنيد را خودتان به عنوان ت .مرین استداللی در ذهن خود انجام دهيد