Page 106

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 106 از این رو، ایده های جمع گرایانه مانند ناسيوناليسم، سوسياليسم یا برداشت های سوسياليستی از دین، برای بقا، نيازمند تعریف ایدئولوژی ای با ارزشی فراتر از جان انسان ها هستند تا این نقش را ایفا کند. چنين ایدئولوژی ای نمی تواند توسط انسانی که به برابری انسان ،ها باور دارد به گونه ای پایدار خلق شود؛ زیرا هيچ انسانی نمی تواند مفهومی بيافریند که آن را برتر از جان دیگر انسان ها بداند، مگر آنکه خود در صف نخست فدا شدن برای آن قرار گيرد، و حتی در این صورت نيز آن مفهوم توسط دیگران مصادره شده و به ساختارهای توتاليتر منتهی می شود.

در نتيجه، برای خلق پایدار چنين مفاهيم و ایدئولوژی هایی، نياز به نوعی چارچوب فکری خداناباور، یا خداباوری با ماهيت خداناباورانه وجود دارد؛ به گونه ای که یا انسانی برتر از دیگران قرار گيرد و بتواند مفهومی فراتر از جان انسان تعریف کند، یا خود را واسطه ای ميان انسان و خدا جلوه دهد و از این طریق، ایدئولوژی موردنظر را ایجاد کند.

1 - در حالت ناسيوناليستی یا سوسياليستی، خداناباوری خألیی ایجاد می کند که توسط پيشوا، رهبر حزب، رئيس جمهور مادام العمر یا چهره ای کاریزماتيک به جای خدا پر می شود. این جایگاه برتر، امکان تعریف آرمان های جمعی فراتر از جان انسان را فراهم می کند.

2 - در حالت تفسير سوسياليستی از دین، خداوند پذیرفته می شود، اما با مصادره مفهوم ،دین تفاسيری ایجاد می شود که واسطه ای ميان انسان و خدا شکل گيرد . این واسطه می تواند ایدئولوژی ای با ارزشی فراتر از جان انسان تعریف کند .در ،نتيجه با به بندگی گرفتن دیگران و محدود کردن اختيار آن ها از طریق ،اجبار فرد خود را در جایگاهی فراتر از خدا قرار می دهد و خداباوری ای با ماهيت خداناباورانه شکل می گيرد.

از ميان اصول سه گانه،توحيد نبوت و ،معاد دو اصل نخست می توانند آزادی انسان را در برابر این ایده ها حفظ کنند.

اصل توحيد، به معنای نفی بندگی غيرخدا و نفی به بندگی گرفتن دیگران، مانعی اساسی در برابر ایده های ناسيوناليستی و سوسياليستی ایجاد می کند و امکان تحميل ایدئولوژی هایی با ارزشی فراتر از جان انسان را سلب می نماید. با این حال، این اصل به تنهایی برای مقابله با تفسيرهای سوسياليستی از دین کافی نيست، زیرا این جریان ها در ظاهر توحيد را می پذیرند.

در اینجا، اصل نبوت نقش تعيين کننده دارد. بر اساس این اصل، محمد رسول اهلل آخرین فرستاده خداوند است و وحی به او ختم شده و تکرار نخواهد شد .در ،نتيجه هرچند ممکن است افرادی ادعای ارتباط شخصی با خدا داشته ،باشند اما نمی توانند مفاهيم جدیدی را که نيازمند وحی ،است تعریف کرده یا خود را واسطه ميان انسان و خدا قرار دهند.

بنابراین، هر تفسيری از دین که بخواهد به صورت اجباری بر دیگران تحميل شود، از منظر استداللی ناقض اصول دین است و تنها می تواند در حوزه زندگی شخصی ،فرد بدون ایجاد اختالل در زندگی ،دیگران مورد عمل قرار گيرد.