Page 489
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 489 قربانی کردن کودک؛ الگوی مشترک تاریخی یکی از الگوهای تکرارشونده در تاریخ ادیانِ منحرف، خدایانِ کشف و شهودی، و سنت های مبتنی بر جادو و عرفان، ميلِ آن ها به قربانی طلبی است؛ و در شدیدترین صورت خود، قربانی کردن کودک. این الگو در تمدن های مختلف، با زبان ها و صورت ،های مختلف بارها تکرار شده است: از برخی سنت های قاره آمریکا گرفته تا خاورميانه، از اسطوره ضحاک در شاهنامه تا روایت های شرقی.
نکته مهم این است که این شباهت ها را نباید صرفاً تصادف فرهنگی یا اشتراک اسطوره ای تلقی کرد. این ها نشانه های یک ساختار مشترک اند: هرجا امر مقدس از وحی جدا شود و به تجربه های شخصی، خدایانِ خودساخته، و راه ،های پنهانیِ اتصال به غيب واگذار شود خطرِ قربانی خواستن، خشونت، و توجيهِ نقضِ بنيادین ترین حقوق انسانی باال می رود.
عید قربان؛ مرز روشن میان وحی و خدایان کشف و شهودی از این منظر، یکی از معانی بنيادین عيد قربان روشن تر می شود. عيد قربان فقط یک مناسک عبادی یا یادبود تاریخی نيست؛ بلکه یکی از روشن ترین مرزگذاری ِهای وحی با خدایانِ کشف و شهودی است. خدا ایمان ابراهيم را سنجيد، اما در لحظه نهایی، چاقو نبرید و قربانی جایگزین فرستاده شد. همين لحظه، از منظر این نظریه، یک نقطه تمایز عظيم در تاریخ بشر است.
یعنی اگر خدایی، خدای وحی باشد، کودک نمی خواهد . اگر راهی، راه وحی باشد، از انسان، قربانیِ بی گناه طلب نمی کند.
اگر تجربه ای، واقعاً الهی باشد، به نقض بنيادی ترین حق انسان، یعنی حق حيات، ختم نمی شود. از همين جا، ادیان ابراهيمی را می توان در یک تقابل روشن با خدایانِ کشف و شهودی، با سنت های قربانی طلب، و با منطق شيطانیِ خون خواه فهميد.
حافظه تاریخی ایرانیان در این ميان، حافظه تاریخی ایرانيان نيز اهميت دارد. جامعه ایرانی، در اعماق حافظه جمعیِ خود، حساسيتی بسيار شدید نسبت به کشته شدن کودکان و جوانان دارد. هرجا کودک یا جوانی قربانی شود، واکنش عمومی فقط یک واکنش سياسی یا لحظه ای نيست؛ کينه ای عميق در حافظه جمعی شکل می ،گيرد. این حساسيت در نظریه آزادی فقط یک عاطفه اجتماعی نيست؛ بلکه نشانه ای از همان مرز عميق ميان دینِ آزادی محور و ساختارهای قربانی طلبِ شيطانی است.
چهار ریشه اصلی عرفان و علوم خفيه در روزگار کنونی در این جا با چهار ریشه اصلی مواجه ایم که بسياری از شاخه های عرفان و علوم خفيه، یا مستقيماً از آن ها منشعب شده اند، یا عميقاً از آن ها تأثير گرفته اند:
•
گنوسيسم •
نئوافالطونی گری