Page 431
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست
431
گودل، دیالکتيک، و شکاف ميان خواست و واقعيت
نقد عینیت زمان در دیالکتیک هگلی :
او به هگل انتقاد می کرد که با وارد کردن مفهوم"
شدن(Becoming)
"
بالفاصله پس از
بودن و نبودن، زمان را بيش از حد جدی و به عنوان امری عينی در نظر گرفته است، در حالی که از نظر گودل، زمان امری فرعی و ذهنی
است.. نگاه گودل با نظام صوری منسجم اصل موضوعی اینشتين درباره زمان نيز سازگار است
خ واست و
و
اقعيت
؛ تبيين جایگاه واقعی نگاه دیالکتيکی نسبت به آزادی
•
یکی از اصول بنيادین مونادولوژی گودل این است که معنای جهان، جدایی خواست (Wish) و واقعیت (Fact) است. منادولوژی گودل از نظر من رد است و بنابراین تعریف"معنای جهان" منبعث از مونادولوژی نیز نادرست است. چرا که بر اساس نظریه آزادی، ما دقیق نمی توانیم معنایی برای جهان تعریف کنیم مگر این که دست کم به صورت "گزاره پیشینی نظریه آزادی" ًبپذیریم که معنای جهان هرچه که هست، قطعا آزادی بخشی از آن است و این ربطی به جدایی"خواست و واقعیت" .ندارد •
گودل یک مونادولوژی دارد که شباهت های زیادی به مفهوم موناد الیبنیتس دارد. در واقع او نیز در نهایت به دنبال ایجاد یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی برای مباحث متافیزیکی افتاد که از اینجا راه من و کورت گودل جدا می.شود چرا که تأکيد بر اهلل اکبر و سبحان اهلل، تأکيد مهمی است بر تعریف ناپذیری و عدم تالش برای تعریف خدا بر اساس هر وهم و خيال (عارفانه) و هر تعریف و توصيفی (زبان صوری). به محض این که به این اصل تعریف ناپذیری و فراتر از وهم و خيال و مشاهده پذیری خدا دست بزنيم، ک ل نظام صوری منسجم اصل موضوعی ها برای دفاع از حقوق مالکيت خارج شده و دقيقاً به ضد خودش یعنی نقض حقوق مالکيت فردی تبدیل می شود که مفصل در .این مورد صحبت کردیم •
اما دیالکتیک اگر از ساحت" ،تعریف خدا که به دنبال آن مفاهیم حق، حقوق مالکیت فردی، اراده آزاد . معاد و .. منبعث می شود ، خارج کنیم، تبدیل به یکی از ابزارهای سنت های فکری و روش شناسی در تبیین پدیده های پیرامونی می.شود در واقع محدوده عمل روش شناسی دیالکتيکی، همان خط مرز محکمی است که قبل تر کشيدیم ما بين دین و علم. همان خط مرز محکمی است که در" توافق برابر افراد بر اساس اراده آزاد بر سر یک ميز برای بنيان های روش شناسی و معرفت شناسی و استداللی کشيدیم" تا از بروز دیکتاتوری روشی و دیکتاتوری علمی که پل فایرابند در کتا بش"عليه دیکتاتوری و اجباری بودن روش" جلوگيری کنيم. همان مرز محکمی که افراد به واسطه حاضر شدن برای "توافق بر سر یک ميز برای روش شناسی" به صورت"گزاره پيشينی" در آن"اراده آزاد و برابر انسان ها" اثبات و تأیيد می.شود