Page 615

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 615 کرد .همان ِمتن ِپژوهشی مربوط به خطبه فدک توضيح می دهد که او در این خطبه فقط به یک دعوای ملکی ،نپرداخت بلکه درباره فلسفه ،عبادات ِجایگاه ،قرآن و ِانحراف پس از پيامبر نيز سخن گفت.

در همين جا، یک نکته اساسی در سيره او روشن می شود :مسئله فقط »«زمين ،نبود بلکه اصلِ حق بود. خودِ پژوهشِ مربوط به خطبه فدک تصریح می کند که این خطبه نشان می دهد حضرت زهرا ( س )از ِوضع موجود ناراضی بود و در ِضمن مطالبه ،فدک به مسئله ِغصب خالفت نيز اشاراتی داشت . ،بنابراین فدک را نمی توان ًصرفا یک ِاختالف ِمالی خصوصی دانست؛ فدک در سيره ،فاطمی به نقطه ای تبدیل شد که در ،آن سلبِ حقِ روشن به نامِ مصلحتِ سیاسی آشکار شد . اهميتِ سيره حضرت زهرا ( س ) در این است که او برای مطالبه ،حق به ِشورش ،کور ِهيجان بی،قاعده یا ِخشونت بی مهار روی نياورد؛ بلکه از استدالل، استناد به قرآن، و خطابِ علنی به جامعه استفاده کرد. همان منبعِ مربوط به خطبه فدک تأکيد می کند که او پس از ِپاسخ ،ابوبکر با ِاستناد دوباره به قرآن پاسخ داد و نشان داد که ِدرک او از ،حق نه ًصرفا ،عاطفی بلکه استداللی و منظم است . این یعنی در سيره ،او دفاع از حق با صورت بندیِ عقالنی و زبانیِ حق همراه است، نه با فروکاستنِ حق به واکنشِ صرف.

ِدر چارچوب نظریه آزادی ، این سيره معنای روشنی پيدا می کند. حضرت زهرا (س) در این خوانش، نخستين حلقهِروشن زنجيره ای است که نشان می دهد ،دین اگر در ِبرابر مصادره حق به وسيله قدرت سکوت ،کند دیگر ِابزار آزادی نيست . سيره او نشان می دهد که حتی در نخستين ِلحظات پس از ِرحلت ،پيامبر مسئله اصلی این بود که آیا قدرت می تواند به ِنام ،مصلحت ِحق روشن را از ِصاحب آن بگيرد یا نه . در ِخوانش نظریه ،آزادی حضرت زهرا (س ) با خطبه فدک نشان می دهد که حق، پیش از آن که در میدانِ جنگ مطرح شود، در میدانِ زبان و استدالل باید دفاع شود ؛ و اگر جامعه در همين مرحله عقب نشينی کند، بعداً در سطوحِ بزرگ تر نيز در برابرِ غصب و سلطه شکست خواهد خورد.

از همين منظر، فدک فقط یک مزرعه نيست؛ نمادِ این پرسش است که آیا قدرت حق دارد به بهانهِخیر عمومی یا ِنظم ،سیاسی مالکیت و ِحق ِشخصی روشن را مصادره کند؟ نظریه آزادی این رخداد را نه یک ِنزاع حاشيه،ای بلکه یکی از نخستين صحنه های ِآشکار ِرویارویی »«حق و ِ«مصلحت »قدرت می خواند .در این ،تفسير حضرت زهرا (س )فقط ِمدافع ِّحق ِشخصی خود نيست؛ ِمدافع این اصل است که دولت یا ،خالفت اگر خود را مجاز بداند ِحق روشن را به ِنام مصلحت کنار ،بزند راه برای مصادره گستردهِتر انسان و جامعه باز می شود.

بااین همه، از نظرِ روش شناختی باید مرز روشن بماند. آنچه از منابعِ مستقل و سنتی با قوتِ بيشتری برمی آید، این است که حضرت زهرا (س) پس از رحلتِ پيامبر بر سرِ فدک و بر سرِ وضعِ سياسیِ موجود اعتراض کرد، خطبه ای مهم و استداللی ایراد نمود، و در آن خطبه به قرآن و حق استناد کرد. اما این که این سيره مستقيماً با تعابيری مانند«حقوق مالکیت فردی» یا« نفیِ مصادره حق به وسیله دولت» صورت بندی شود، زبانِ تحليلیِ نظریه آزادی ،است نه ِتعبير ِلفظی ِخود منابع .با ِحفظ این ،تمایز سيره حضرت زهرا ( س ) یکی