Page 92

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 92 ِبرای همين، خط مقدم نجات از سلطه و نقض حقوق مالکيت فردی ، همين جاست: سالمت و آموزش تداومِ سوسياليسم←

گروگان ِبودن سالمت و آموزش ←

دولتیِبودن درمان و تربيت ←

ِازخودبيگانگی پزشک و معلم احيای آزادیِ جامعه←

ِآزادی سالمت و آموزش ← خروج از انحصار دولت ←

ِشکوفایی ،پزشک ،معلم و انسان خطر مشاهده پذیر کردن خدا و قابل خيال و وهم کردن خدا
انسان در منطق اگر خدا را مشاهده ناپذیر فرض ن کند (آیه معروف در قرآن خطاب به موسی که خداوند فرمود لن ترانی ، تو مرا نخواهی دید) حتما فيزیکی و مشاهده پذیر می کند و همانجا موجبات بردگی خودش را فراهم می کند، حاال یا خودش را خدا فرض می کند یا !دیگران را یا موجودات دیگر را یا تجربيات متافيزیکی و کشف و شهودی عرفانی خودش را یا دیگران را بدبخت می کند یا خودش را یا هردو را. طبيعت گرایی و خدای اسپينوزایی و خدای وحدت وجودی همه از عقده پوزیتيویسم می آید که حتماً باید یک تعریفی از !خدا بکند و حتماً یک طوری هم که شده حتی یک بخشی از خدا را برای خودش مشاهده پذیر کند خيلی از افراد فکر می کنند که بت پرستان در گذشته خيلی ساده لوح و احمق بوده اند که به سنگ و چوب و دست ساز های خودشان ایمان داشتند و آن ها را پرستش می کردند. دليلش این است که هيچ کس برایشان توضيح نداده است که این اقدامات تالش برای مشاهده پذیر کردن خدا با عقده پوزیتيویسم است. در واقع بت ها، شکل فيزیکی شده موجوداتی بودند که یک فرد یا افراد از طریق کشف و شهود و توهمات عرفانی در حالت غير طبيعی مشاهده می کرد. این که چرا دیگران نيز عالوه بر کسی که آن ها را به تصویر یا تجسم درآورده است را باور می کردند نيز نيازمند ی .ک بحث گسترده تر است در واقع بت ها ساخته شده از تصورات کسانی بودند که می توانستند اقدامات متافيزیکی و جادوگری انجام دهند و آن افراد از آنجایی که این اقدامات را انجام می دادند باعث می شدند که مشاهده کننده جادوگری آن ها به ادعای آنان که خدای واقعی به شکل این بت است که او با" !چشم دل" دیده است ایمان کور می آوردند. این که جادوگری یا پدیده های متافيزیکی واقعی بوده اند یا واقعی هستند را فعال در این لحظه صحبت نمی کنيم .چون فعال در چارچوب منطق نظام های صوری در حال تبيين نظریه هستيم اما من حيث المجموع باید بدانيد که انسان مثال هزار پانصد و دو هزار سال قبل چندان تفاوت فيزیکی و هوشی خاصی با انسان امروزی نداشته است که نفهمد چيزی که خودش با سنگ و چوب ساخته است نمی تواند خالق او باشد و نباید آن را بپرستد. بلکه آن بت ها .تجسم تجربه های ذهنی افرادی بودند که ادعای جادوگری یا انجام کارهای محيرالعقول داشتند حال اگر فرض کنيم که همه این حرف ها مزخرفات و توهمات است که نيازی به استدالل و نشان دادن قدرتی برتر وجود ندارد ولی اگر فرض کنيم کسی هنوز به فال و جادو و طلسم و دعانویسی اعتقاد دارد ، پاسخ به او این است که همان جادوگران ادعا می کردند خدای واقعی خدای آنان است ولی پيامبران با معجزات الهی بسيار عظيم تر نشان می دادند که قدرت اصلی خداوند چيز دیگری است و خدایان آنان دروغين است. مثال جادوگران )مقابل حضرت موسی (ع چوبدستی های خودشان را تبدیل به مار کردند و ایشان به اذن خدا عصایش را انداخت و آن عصا تبدیل به اژدهایی شد که نشان دهد خدای موسی از هر پدیده ای که آنان می گوید در هر زمينه ای که ادعا دارند باالتر و قوی تر است. بنابراین فقط خواستم خدمت شما عرض کنم که پافشاری به پوزیتيویسم بر اساس دین هم پاسخ استداللی مبتنی بر نظام های صوری منسجم اصل