Page 257
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست
257
بازار به عنوان ابزار معرفت شناسی جامعه
بازار به عنوان یک نهاد (اگر تعریف نهاد را خاطرتان مانده باشد) فقط به معنای رقابت نيست. بازار مکانيزیمی است برای کشف، توليد و
انتقال اطالعات. قيمت، فقط یکی از اطالعاتی است که در بازار کشف می شود. حجم مصرف گوشت مردم در یکسال و مسائلی از این
قبيل، اطالعاتی اس ت که قيمتی نيست ولی از بازار به دست می آید. با این اطالعات می توان حدس هایی راجع به مصرف سال آینده و
.تخمين افزایش توليد و نيازهای تکنولوژیکی و ... زد
همه این اطالعات از بازار به دست می آید و هيچ کدام از این اطالعات قيمتی
نيستند. سوسياليست ها هنوز معنای با
زار را نفهميده اند و فکر می کنند مشکل در رقابت و عدالت در رقابت است و آن ها به طور متمرکز
بهتر از بازار که متشکل از رجحان های فردی تک تک افراد با اراده آزاد است ، نيازهای جامعه را در آینده پيش بينی کنند. حال آن که
حتی یک فرد به راحتی در طی یک روز یا یک ماه دچار تغيير رجحان های فردی می شود و تصميمش را برای خرید و فروش چيزی
تغيير می دهد! چه برسد به یک بازار
. این چيزی است که من از هایک و مکتب اقتصاد اتریشی آموختم.
از این رو است که آنان نياز
دارند تا اراده آزاد را انکار کنند و آن را بکشند و نابود کنند. بله اراده آزاد می تواند چنان ضعيف شود که هيچ نشانه ای از آن پدیدار
.نشود. مثل یک عضله که آن قدر از آن کار نکشيده باشيد واقعاً آن قدر تحليل رود که نتوان از آن استفاده کرد
مداخله دولت در بازار.، در قدم اول، این فرآیند کشف و توليد و انتقال اطالعات را مختل می کند
قحطی های پی در پی در شوروی یا
جمهوری اسالمی که به آن"ناترازی"
هم می گفتند، در اقتصادهای دستوری به دليل مختل شدن این مکانيزم کشف، توليد و انتقال
اطالعات است. در واقع جامعه انسانی نسبت واقعيت های خودش دچار نابينایی و ناشنوایی می .شود
سوسياليست ها مدعی هستند که با
هوش مصنوعی بسيار قدرتمند می توانند آن ها را پيش بينی کنند و بی عدالتی را به شکل خدای زمينی رفع کنند. ناگفته پيداست که با
قضایای
گودل این هم رد است و بهتر است سرتان را بيشتر درد ني.اورم
آزادی، بازار و دین به
مثابه ابزار معرفت
تعبير دینی این دستکاری در بازار و اعتماد به عدالت دولتی، این است که اگر بندگی غیرخدا (دولت) بکنید و روزی را از
غیرخدا (دولت) طلب کنید، دچار قحطی و فقر می.شوید
بازار مانند حواس پنج
گانه که ابزار معرفت
شناسی انسان هستند، ابزار معرفت
شناسی جامعه است.
بازار مانند حواس پنج گانه ،انسان
برای
جامعه است.
انسان به تجربه گرایی و خردگرایی نياز دارد، جامعه عالوه بر این
ها به بازارگرایی نياز دارد.
اگر بازارگرایی را رد کنيم، باید
ایمان بياوریم که دولت حقایق را به
جای فهم از بازار، به جامعه وحی کند و این کفر است.
بازار آزاد و خدا :کسی که بتواند سرسپرده واقعيت بازار آزاد باشد، سرسپرده واقعيت اصلی که خداوند است هم می
شود.
کسی که بازار
آزاد را قبول ندارد، نمی تواند خودش را در جایگاهی جز خدا برای بقيه ببيند، و مشکل همين
جا شروع می
شود.
این است که نگاه ما به
مسئله جبر و اختيار، معنای زندگی، دنيای پس از مرگ، قيامت و ... تمام زیست ما را شکل می
دهد . در واقع در یافتن ریشه های یک
مکتب فکری باید"داستان آفرینش و هدف"
).آن مکتب را دید (بيشتر بررسی خواهيم کرد خالصه مارکس چون می دانست خودش