Page 406
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 406 • شخصيت من چند می ارزد؟ • من در بازار چقدر می توانم ارزش توليد کنم؟ •
به مرور زمان قيمت من کاهش می یابد یا افزایش؟ یعنی ناگهان منطقی روی خودت قيمت گذاری می کنی ؛ بعد می گویی شاید اصالً این پسر ارزشش را نداشته باشد، شاید باید دقيق ،تر شوم شاید باید رابطه را کنسل کنم، شاید باید درس بخوانم، ورزش کنم، دوستانم را پاکسازی کنم، تيپ و پوششم را تغيير بدهم تا آدم گران تری بشوم.
پسره هم همين فکرها را می کند. در رقابت، همه خوشگل تر، تميزتر، و عاقل تر می شوند. وقتی حساب وکتاب می آید وسط، خيانت سخت تر می شود، چون خرج دارد. اما ناگهان همه چيز افالطونی می .شود در مکتب اقتصاد اتریش، اساساً ارزش یک امر"ذهنی " است. برای همين قيمت در بازار آزاد کشف می شود . مثال ساده آن این است که شما در بيابان برای یک بطری آب معدنی بعد از یک روز تشنگی ممکن است تمام دارایی خود را بپردازید، اما توليد کننده آب معدنی هيچ وقت آن قدر روی بسته بندی پالستيکی خودش طال کاری نکرده باشد که شما حتی برای رفع تشنگی حاضر به پرداخت یک شمش صد گرمی طال برای آن بطری باشيد. اگر کمبود واردات باعث شود لپتاپ ناگهان ده برابر گران شود، کماکان به لحاظ ذهنی برای یک فرد که با آن شبانه فقط فيلم می بينند ممکن است ارزش داشته باشد اما حتی برای یک برنامه نویس کامپيوتر.قيمت پنج برابری لپتاپ هم ارزش خرید نداشته باشد ،همانطور که ما رجحان های فردی هيچ کس را نمی توانيم پيش بينی کنيم در ازدواج و قرارداد سکس نيز همين است. همه ما برای باال رفتن ارزش بخش های عينی خودمان تالش خواهيم کرد، اما تالش های ما برای باال رفتن ارزش بخش های ذهنی ما به راحتی قابل درک ،نيستند. از این رو است که قرارداد سکس و ازدواج هيچ راهی برای پایداری و تقویت نهاد خانواده جز عرضه رقابتی در بازار آزاد .تبادالت عاطفی و جنسی ندارد دوباره منطقی که چند صفحه قبل تر توضيح داده بودم قابل فهم تر می .شود وقتی رضایت نامه کتبی و قرارداد وسط می،آید هر دو طرف ناچار می شوند روی خودشان قيمت گذاری کنند. می گویند:
• بدن من چقدر می ارزد؟ شخصيت من چقدر می ارزد؟ من در این بازار، در چه سطحی هستم؟ آیا این آدم ارزش این تعهد را دارد؟ این منجر می شود به: