Page 586
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 586 عدالت، برابری، و نام علی عليه السالم احساس کرده اند. همچنين نباید با ساده سازی های قومی و نژادی به تاریخ نگاه کرد. در ميانه پایتخت ساسانيان، جمعيت زیادی عربی حرف می زدند. عرب و ایرانی در آن جهان تاریخی، مرز شاخ ودم داری نداشتند که امروز بعضی ها خيال می کنند. پس اگر ایرانيان به سمت تشيع رفتند، این را نمی شود فقط با دوقطبی های خامِ عرب/عجم توضيح داد. باید دید در تشيع چه چيزی بود که با مطالبه ی تاریخی ایرانيان برای برابری، عدالت، و نفی امتيازهای قبيله ای و سلطه گرانه هم جهت شد.
ایران، دین، و نسبت آن ها با آزادی ایران ما طالست. دین ما هم طالست. چرا؟ چون آزادی طالست.
اگر ایران در این نظریه مهم است، و اگر دین نيز چنين جایگاهی دارد، از این روست که هر دو، در هسته ی خود، به دفاع از آزادی و حقوق مالکيت فردی گره می خورند. حق هميشه پنهان نمی ماند. جایی که دیگر نزاع فقط نظری نيست من حتی در باب ارتداد هم به نقطه ای رسيده ام که برایم از این زاویه قابل فهم شده است : کسی که اصلِ آزادی و عدمِ بندگی ِگرفتن دیگران را رد می کند، اگر از این مرز خارج شود، دیگر صرفاً مخالفِ فکریِ من نيست؛ در عمل دارد اعالم می کند که برنامه اش به بندگی گرفتنِ من است. اینجا دیگر نزاع فقط نزاعِ نظری نيست. در این نقطه، منطقِ زور حاکم می شود؛ ،نه چون من عاشقِ زورم بلکه چون طرفِ مقابل، غيرمستقيم گفته است می خواهد با منطقِ زور زندگی کند . چرا که کسی که با این منطق و بنيان، تسليم در برابر حقوق مالکيت فردی دیگری را که من بعث از تسليم در برابر حق الهی یک نفر است را پذیرفته است، در زمانی که اعالم خروج از این تسليم .دوجانبه برابر حقوق مالکيت فردی دیگران کند در واقع غيرمستقيم در حال اعالن جنگ بالقوه است در این چارچوب، تا وقتی گفت وگو ممکن است، باید با منطق، استدالل، و اقناع جلو رفت. اما جایی که طرف، اصلِ عدمِ بندگیِ دیگری را رد می کند، دیگر مسئله فقط اختالفِ برداشت نيست؛ آن جا با پروژه ای طرفيم که به طور مستقيم یا غيرمستقيم، آزادیِ مرا هدف گرفته اس ت. در واقع مشکل این نيست که او از اسالم به معنای همان تسليمی که گفتم خارج شده است و مسيحی شده است یا به ادیان دیگر روی آورده است بلکه مشکل این است که یک بار تمام مسير آکسيوماتيک حقوق مالکيت فردی را پذیرفته و حال به دنبال نقض آن است بنابراین اگر او توانسته از مسيحيت یا هر دین دیگری به یک نظم فکری دفاع از حقوق مالکيت فکری برسد مشکلی ایجاد نمی کند (که البته نمی تواند ولی اهميتی ندارد) و اگر توانسته مسيحيت را با یک نظام صوری منسجم آکسيوماتيک برای حقوق مالکيت فردی تطبيق دهد ناگزیر همان تسليم در برابر حقوق مالکيت فردی دیگران منبعث از تسليم در برابر خدا را از ابتدا با تغيير نام ها و اسامی و جمله بندی ها بازنویسی کرده است (که باز هم نمی )تواند ولی باز هم اهميتی ندارد که باز در نتيجه می شود"ان الدین عند اهلل االسالم" . چون نظام صوری منسجم اصل موضوعی یعنی ریاضيات، شما در یک معادله به جایa بنویسيدx تغييری در معادله ایجاد نمی شود و اگر اعداد را به فارسی یا به انگليسی یا چينی بنویسيد باز معادله ریاضی همان معادله قبلی است. این که ریاضيات حقوق مالکيت فردی را رد کنيد و از آن خارج شوید یعنی شما یک غرض و مرضی دارید در غير ای ن صورت با تغيير نامگذاری ها مشکلی وجود ندارد چرا که حقيقت تغيير نمی کند که خداوند