Page 419

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 419 است که در نظریه آزادی، بر خالف تعابير دیگر محققان دینی، برای اولين بار به طور دقيق متوجه می شویم که دوران جاهليت به چه معنا بوده است. امروز کسانی در دفاع از پيامبر اکرم (ص) از جاهليت آن دوران می گویند که خودشان دقيق نمی دانند بنيان های روش شناسی و معرفت شناسی و استداللی تشخيص"جهل و جاهليت" اساساً چيست. اما شما تا اینجا متوجه شدید که کنار گذاشتن منطق نظام های ،صوری منسجم و تأکيد ایمانی بر پوزیتيویسم و مشاهده گرایی و تجربه گرایی و دیکتاتوری روش شناسی علمی جاهليت است. جاهليت .آن دوران نيز این بود ،و تا این صفحه از کتاب متوجه شدید که این دیکتاتوری در استدالل و روش شناسی و معرفت شناسی منجر به نقض آزادی و حقوق مالکيت فردی گسترده و سيستماتيک می.شود شما دارید قاب بزرگی را اآلن تا حدی شفاف تر می بينيد که متوجه می شوید دفاع از حقوق مالکيت فردی زن با این جزیيات، چقدر در آن جاهليت، متمایز بوده که تا امروز نيز.دست کم در نظریه آزادی پازل های آن زنده مانده است ،و دفاع از نهاد خانواده و آزادی ،در آن چه ما از دین تا اینجا رمزگشایی کردیم تا چه حد بنيان های محکم .ی داشته است حال من از شما می پرسم. به نظر شما اتهام ناروای پدوفيلی را چه کسانی با چه بنيان روش شناسی و معرفت شناسی و استداللی به دین خدا و اوليای او می زنند؟ اینجا روشن تر می شود که اساساً دین آمد تا بساط قربانی کردن ها و پدوفيلی ها و نقض حقوق مالکيت فردی زنان را جمع کند، اما شيطان طبق معمول حقيقت را وارونه کرده است و برعکس آن را می.گویند. این عصر جاهليت جدید است پيامبر (ص) آمدند و این بساط ها برچيدند و به شکل نظام صوری منسجم اصل موضوعی برای حقوق مالکيت فردی، دست کم تا جایی )که زمان به من اجازه داد این سطح از گستردگی مطالب را در زمان کوتاه بنویسم، دو معيار عينی (آبجکتيو را برای قرارداد ازدواج تعيين کردند که تا بيشترین حد ممکن از نظارت اجباری و دولتی جلوگيری کند و مسئوليت را بر دوش پدر و مادرها قرار دهد. البته الزم به ذکر است که بسياری از مردمان آن زمان قبایل و عشایر و سکونتگاه های پراکنده بودند و ایشان باید عينی ترین مصادیق را قرار می دادند (که در سپهر بين االذهانی همه یکسان و قابل تشخيص باشند مانند تعر )یف ليوان پالستيکی آبی دسته دار که قابليت مقياس پذیری داشته )باشند (اشاره به بخش کليتون کریستنسن و در حداقل ترین حالت ممکن، جلوی ازدواج کودکانی که به لحاظ فيزیولوژیک به مرحله .بلوغ ابتدایی نرسيده اند را بگيرند در واقع این اصول، سلبی بودند نه ایجابی. یعنی اگر احمق ترین و عاقبت نياندیش ترین پدر و مادر هم که شما پيدا کردید، با چشم بتوانند تشخيص دهند که کودکشان را .به ازدواج کسی درنياورند اما ایجابی نبودند که تا نشانه های بلوغ فيزیکی پدیدار شد سریعاً فرزندان را به ازدواج دیگران درآورید. که اگر چنين بود پس نسخه تربيتی ایشان مبنی بر سه دوره هفت ساله برای فرزندان کجای کار قرار می گيرد؟ .این که هفت سال اول فرزند موال است و هفت سال دوم باید تربيت و مسئوليت را یاد بگيرد و هفت سال سوم باید در نقش وزیر باشد