Page 362

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 362 فضل خدای را که تواند شمار کرد؟ یا کيست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟
آن صانع قدیم که بر فرش کائنات چندین هزار صورت الوان نگار کرد
ترکيب آسمان و طلوع ستارگان از بهر عبرت نظر هوشيار کرد
بحر آفرید و ّبَر و درختان و آدمی خورشيد و ماه و انجم و ليل و نهار کرد
الوان نعمتی که نشاید سپاس گفت اسباب راحتی که نشاید شمار کرد
آثار رحمتی که جهان سربسر گرفت احمال منتی که فلک زیر بار کرد
از چوب خشک ميوه و در نی شکر نهاد وز قطره دانه دُرر شاهوار کرد
مسمار کوهسار بنطع زمين بدوخت تا فرش خاک بر سر آب استوار کرد
اجزای خاک مرده بتأثير آفتاب بستان ميوه و چمن و الله زار کرد
ابر آب داد بيخ درختان تشنه را شاخ برهنه پيرهن نوبهار کرد
چندین هزار منظر زیبا بيافرید

تا کيست کو نظر ز سر اعتبار کرد
توحيدگوی او نه بنی آدمند و بس هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد
شکر کدام فضل بجای آورد کسی؟ حيران بماند هرکه درین افتکار کرد
گوئی کدام؟ روح که در کالبد دميد یا عقل ارجمند که با روح یار کرد[۱]

اللست در دهان بالغت زبان وصف از غایت کرم که نهان و آشکار کرد
سر چيست تا بطاعت او بر زمين نهند؟ جان در رهش دریغ نباشد نثار کرد
بخشنده که سابقه فضل و رحمتش ما را بحسن عاقبت اميدوار کرد
پرهيزکار باش که دادار آسمان

فردوس جای مردم پرهيزکار کرد
نابرده رنج گنج ميسر نمی شود

مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
هر کو عمل نکرد و عنایت اميد داشت

دانه نکاشت ابله و دخل انتظار کرد
دنيا که جسر آخرتش خواند مصطفی جای نشست نيست بباید گذار کرد