Page 445
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 445 جابه جاییِ مرکز ثقل تمدن در جامعه آزاد بر اساس نظریه آزادی، جامعه ای که بر دفاع از حقوق مالکيت فردی استوار باشد، به طور طبيعی همه شاخه های معرفت را به یک اندازه تقویت نمی کند . آنچه بيش از هر چيز در چنين جامعه ای شکوفا می،شود حوزه هایی است که با ،خالقیت، زیبایی، معنا، نظم، محاسبه و هماهنگیِ غیرتحمیلی نسبت دارند؛ یعنی هنر، معماری، ادبيات، و نيز دانش هایی مانند ریاضيات و نجوم که پایه منطقی و ِمحاسباتی نيرومند دارند. در مقابل، بخش مهمی از آنچه امروز به نام علوم انسانیِ مدرن یا علومِ پيشرفته معطوف به کنترل می،شناسيم در ِتاریخ خود بر ِمحور کنترلِگری انسان نسبت به ،انسان جامعه نسبت به ،فرد یا دولت نسبت به مردم رشد کرده اند .همچنين بخش بزرگی از فناوری ها و دانش های پيشرفته جدید نيز ابتدا در بسترهای نظامی و با ِنگاه تسلط و کنترل گسترش یافته اند. از این رو، اگر ایران در هنر، معماری، ادبيات، ریاضيات و نجوم درخشان بوده، اما در علومِ کنترل گرِ مشابهِ امروز چيزی هم سنگ ارائه نکرده، این لزوماً نشانه ضعف نيست؛ بلکه می تواند نشانه یک جهتِگيری ِتمدنی متفاوت و حتی نقطه قوت باشد .در این ،خوانش تمدنی که کمتر در ِعلوم سلطه و بيشتر در علوم و هنرهای معنازا و نظم ساز پيش ،رفته به بنيان های آزادی نزدیک تر بوده است.
بهمن1403
حکومت)اميرالمؤمنين علی (ع و تقدم آزادی بر همه چيز حاکمی را در نظر بگيرید که در نماز جماعت، جلوی درِ ورودی، اسلحه مردم را نمی گرفت. نمی گفت شمشيرها را دم در تحویل بدهيد و بعد از نماز پس بگيرید. مراقب هم نداشت که اگر هنگام نماز به او حمله شد، از او دفاع کند. در چنين وضعی، ترور کردن او مثل آب خوردن بود. با وجود این همه دشمن، همه را آزاد گذاشته بود.
این سطح از آزادی، صرفاً شجاعت نيست؛ اوج عشق به آزادی و آزادگی است. آن حاکم، آزادی را تا این سطح، بر امنيت مقدم می دانست. امروز هم روز تولد اوست. به گمان من، دیگر چنين حکومتی را نخواهيم دید تا روزی که معلوم نيست. عده ای برای زور گفتن به ملت عربده می زنند و «حيدر حيدر» می کنند. اما حيدر را باید از این جماعت پس گرفت، نه اینکه دو دستی تقدیمشان کرد و دست خودمان را از چنين دارایی باارزشی خالی کرد. تا نفهميم حيدر چه کسی بود، نمی توانيم او را پس بگيریم. )سخنى از آن حضرت (ع در خطبه126
نهج البالغه هنگامى که او را مورد عتاب قرار دادند که چرا عطایا را به تساوى تقسيم مى کند: آیا مرا فرمان مى دهيد که پيروزى را طلب کنم، به ستم کردن بر کسى که زمامدار او شده ام؟ به خدا سوگند، چنين ،نکنم تا شب و روز از پى هم مى آیند و در آسمان ستاره اى از پس ستاره دیگر طلوع مى کند. اگر این مال از آن من مى بود باز هم آن را به تساوى به ميانشان تقسيم مى کردم. پس چگونه چنين نکنم، در حالى که، مال از آن خداوند است. ،سپس فرمود: بخشيدن مال به کسى که حق او نباشد، خود گونه اى تبذیر و اسراف است که بخشنده را در این جهان بر مى افرازد و