Page 158

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 158 ( ،به عصر سوگند۱) ( .که انسانها همه در زیانند۲ ) مگر کسانی که ایمان ،آورده و اعمال صالح انجام داده اند و یکدیگر را به حق سفارش ،کرده و یکدیگر را به شکيبائی و استقامت توصيه نمود ند( . ۳ ) دولت به مثابه دوالپا .نمی دانم دوالپا را در کارتون سندباد خاطرتان هست یا نه. اما مثال خوبی از آن برای دولت انحصارگر خشونت وجود دارد تا زمانی که انسان گناهکار (ناقض آزادی و حقوق مالکيت) وجود دارد، دولت هم وجودش الزم است اما مشکل آنجاست که اگر انسان ها از گناه (نقض آزادی و حقوق مالکيت) دست بکشند هم دولت ممکن است تا نابودی کامل تمدن، از کول جامعه پياده نشود تا پوست به استخوان .جامعه برسد مشکل دولت این است که حتی اگر انسان ها دیگر به جز گناه اوليه ای که انجام دادند و ضرورت ایجاد دولت را به وجود آوردند، دیگر گناهی نکنند، باز ممکن است از همان مجرای گناه اوليه تا دولت توتاليتر کامل.، پيشروی کند ،وضعيت فرضی را تصور کنيد که دولت انحصارگر خشونتی وجود ندارد و انسان ها در نبود دوربين های نظارتی و حضور ناظر زمينی نقض عهد و دزدی و نقض حقوق مالکيت نمی کنند. در واقع آزادانه زندگی می کنند اما به هر حال عده ای ممکن است ثروتمندتر شوند یا در بدو تولد زیبا تر باشند یا هوش ریاضيات بيشتری داشته باشند و به هر دليلی چه از سخت کوشی چه از شانس و اقبال در یک جامعه آزاد بدون دولت، توانسته اند خلق ارزش بيشتری کنند . همه افراد هم سهم خودشان را داوطلبانه برای کمک به دیگران پرداخت می کنند و الی آخر . اولين چيزی که یک نفر را به گناه (نقض حقوق مالکيت دیگری) وادار می کند چيست؟ پاسخ این است : "حسادت " ).(داستان هابيل و قابيل را گوشه ذهن خودتان داشته باشيد و ادامه دهيد در آزادی، انسان و جامعه، بيشينه رفاه خودشان را دارند. حسادت اوليه منتهی به نافرمانی اوليه می شود و همانجا ضرورت ایجاد دولت .انحصارگرخشونت و نظارت را فراهم می کند و شيطان موفق می شود ظاهر شود ،خوشی که زیر دل انسان ها زده بود گناه اول را در .نقض حقوق مالکيت یک نفر ایجاد می کند و شيطان که هميشه در کمين برای چنين فرصتی نشسته است وارد می شود در محدودیت منابع که یک امر هميشگی محسوب می شود، ممکن است برادر به برادر حسادت کند و شيطان فربه تر شود. چرا محدودیت منابع یک امر هميشگی است؟ چون همواره چيزی وجود دارد که همه می خواهند اما به همه نخواهد رسيد چرا که اگر به همه برسد دیگر همه آن را نمی خواهند و چيز دیگری جایگزین می شود که همه می.خواهند و به همه نخواهد رسيد این مسير منجر به انباشت بحران ها می شود تا جایی که سر ریز کند. تا روز قيامت این زور آزمایی ادامه دارد و شيطان دائم حضور پررنگ تری پيدا خواهد کرد و هر بار هم پررنگ تر شود پياده نمی شود، مثل دوالپا در سندباد. تغذیه شيطان از خون و خونریزی است چرا که راه برگشت پذیری یک نقض حقوق مالکيت را برای جبران غيرممکن می کند. شيطان به شکل دوالپا از آن قدر از خون تغذیه می کند تا وقتی که پياده شد، دوباره به دليل خون های )ریخته شده (انتقام های نگرفته شده و قصاص های تعویق افتاده.بتواند راه نفوذ جدیدی پيدا کند و سواری مجدد بگيرد