Page 197
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 197 زیاد می پرسند که چرا ادیان همه در خاورميانه آمدند؟ بعد هم می خواهند در ادامه بگویند که ما عقب مانده هستيم و .غرب خوب است سوال درست تر این است که از کجا می دانيم همه ادیان در خاورميانه آمده اند؟ ما جوابی برای این سوال نداریم چرا که چون شواهدی پوزیتيویستی نداریم نمی توانيم ادعا کنيم که در جایی به جز خاورميانه ادیان نيامده بودند و ایضاً نمی توانيم با قطعيت اعالم کنيم که آمده بودند. اما .با توجه به کل نظریه تا اینجا می توانيم پاسخ هایی با استدالل آکسيوماتيک ارائه کنيم دست کم به شکل مکتوب و به شکل آثار باقی ماند ه و کمک گرفتن از رویکرد پوزیتيویستی، ادله بسياری مبنی بر این وجود دارد که خاورميانه گهواره تمدن بشر است و آثاری از کهن ترین تمدن های"ثبت شده تا کنون" در این منطقه وجود داشته اند. اما باز هم نمی توان با همين روش پوزیتيویستی اثبات کرد که آثاری کهن تر در جای دیگری از کره زمين نبوده است چرا که ممکن است به صورت طبيعی یا با دخالت بشر به تمامی نابود .شده باشد اما با نظریه آزادی در واقع با " تقدم نظریه بر داده" :و با بررسی شواهد، نسبت به دیگر پاسخ ها، پاسخ دقيق تری ارائه کرد آزادی و حقوق مالکيت فردی و نظم اجتماعی، زمانی تبدیل به یک مسئله می شود که انسان ها گرد هم جمع شده باشند و جمعيتی که گرد هم جمع شده اند به ميزانی رسيده باشند که"اصل تقسيم کار" به حد قابل قبولی از پيچيدگی بين آنان رسيده باشد و در نتيجه" منابع و خدمات و کاالها و مالکيت های مشاع" .زیادی بين یک جمع از افراد وجود داشته باشد اگر ما در یک جزیره تنها حضور داشته باشيم اساساً آزادی و حقوق مالکيت صورت مسئله ما نيست چرا که معارض دیگری وجود ندارد و شما از هر چيزی که اراده کنيد می توانيد استفاده کنيد و کسی هم نيست که داش ته ها و دستاوردهای شما را سلب کند. اگر جمع کوچکی هم در یک جزیره ساکن باشيد می دانيد که جز یکدیگر پناهی ندارید و اگر"تقسيم کار" نکنيد بقای شما دچار مشکل می شود و کماکان جزیره آن قدر منابع و زمين دارد که در عين حال که"قرارداد اجتماعی تقسيم کار" دارید، مالکيت کامال مستقلی هم بر داشته های خودتان داشته باشيد و کسی هم امکان فيزیکی به بردگی گرفتن دیگری را ندارد و اساساً صرف انرژی برای کنترل دیگری به عنوان برده، به صرفه نيست و همان بهتر است با .توافق با یکدیگر تقسيم کار کنيد دین به نقيض دولت است؛ غدیر والیت بود نه خالفت در نتيجه زمانی آزادی و حقوق مالکيت فردی تبدیل به"مسئله" می شود که جمعيت به حدی باال رفته باشد که عده قابل توجهی انسان بتوانند با یک"ایده مشترک یا منافع مشترک " با یکدیگر تبدیل به یک گروه شوند و در این اصل تقسيم کار، آن ها فرصت توسعه سالح داشته باشند و قدرتی به دست آورند که به بردگی گرفتن عده ای دیگر و کنترل برده ها، به لحاظ صرف انرژی برای کنترل گری به صرفه باشد. در جمعيت نسبتاً باال، منابع و مالکيت مشاع بيشتری پيش می آید که مسائل مرتبط با"نظریه بازی ها " که پيش صحبت کردی م دور یک دریاچه یا حين تقسيم غنایم ی ا محصوالت پيش آید یا جمعيت به حدی باشد که اگر کسی به صورت پنهانی بدون آن که ناظر .دیگری باشد بتواند نقض حقوق مالکيت دیگران کند تدریجاً که این جمعيت یکجا نشينی به دليل منافعی که"اصل تقسيم کار" دارد کنار یکدیگر جمع می شوند، کم کم مسائل مرتبط با "حسادت و برتری جویی" و امکان تحقق"آرمان تنبلی و زندگی به خرج و تالش دیگران" ، و مسائل" دست آخر نظریه بازی ها به خصوص در منابع و مالکيت های مشاع" و مسائل" ناحق کردن نسبت به قوانين تدریجاً توافق شده" افزایش می یابد. کنترل گری مرکزی