Page 266

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 266 فردی پزشک می شود و چون گمان می کند بدن انسان را شناخته، به سوسياليسم گرایش پيدا می کند. فردی مهندس می شود و چون توانسته چند چيز بسازد، به سوسياليسم گرایش پيدا می کند. علوم انسانی نيز به طور گسترده در اختيار سوسياليست هاست و راه حل ًها عموما دولت محور و مبتنی بر مداخله دولت هستند.

اگر یک روش شناسی ساده به این دانشجویان آموزش داده می شد، می دانستند جایگاه علم کجاست و جایگاه سایر سنت های فکری کجاست؛ و این که علم تنها یکی از سنت های فکری است و در همه جا کاربرد ندارد و توان پاسخ گویی به همه مسائل را ندارد. اگر شما با ذهنيت سوسياليستی تربيت شوید، از علم برای کنترل دیگران استفاده می کنيد (و برای خود جایگاهی باالتر از خدا قائل می شوید)، و این خطرناک است. در غير این صورت، شما می توانيد پزشک، مهندس یا مخترع شوید و محصول یا خدمات خود را به هر قيمتی که ،مایل هستيد عرضه کنيد؛ اگر خریدار راضی بود خریداری می کند. چه نيازی به ذهنيت کنترل گرایانه وجود دارد؟ برخی در این دوگانه، از سوی دیگر افراط می کنند و ضد علم می شوند. این ها نيز روش شناسی را درک نکرده اند و دچار انحراف هستند. اما جدا از این موارد، ساختار آموزشی دولتی ذاتاً افراد را به سمت آتئيسم و سوسياليسم سوق می دهد. همين آموزش دولتی از دبستان تا دیپلم برای ایجاد انزجار نسبت به دین کافی است. فردی که از دین منزجر شده، دیگر به درستی تفکر نمی کند و آماده است که مدرک دانشگاهی بگيرد، آتئيست شود و در یکی از شاخه های علوم انسانی تحصيل کند و به سوسياليسم گرایش پيدا کند.

این که دست شما برای هر کاری به سوی دولت دراز باشد و راه حل هایتان دولت محور باشد و نظم خودجوش هایک در آزادی را درک نکنيد، منجر به"شرک خفی" می شود. در جامعه آزاد از ،دولت شما در آزادی تالش خود را می کنيد و نتيجه را به خدا توکل می کنيد . وقتی از غير خدا (دولت یا شيطان )انتظار نتيجه ،ندارید در واقع منتظر نتيجه از نظم خودجوش بازار ،هستيد حتی اگر توضيح شفافی از منشأ آن نداشته باشيد. در سوسياليسم و دولتی سازی، شما تالش می کنيد و از دولت انتظار دارید نتيجه را به صورت یارانه، عدالت، مستمری و انواع مداخالت برای شما فراهم کند. در واقع، در سوسياليسم با اميد بستن به دولت و واگذاری امور به آن، به جای نظم خودجوشی که تجلی عدل الهی و شبيه دست پنهان خدا در بازار است، دچار شرک خفی شده اید.

شرک خفی یا «شرک اصغر»، نوعی از شرک است که با در نظر گرفتن غير خداوند در انجام کارها تحقق می یابد. این نوع شرک موجب خروج فرد از اسالم نمی شود.
شرک کوچک به معنای در نظر گرفتن غير خداوند در اعمال است و مواردی مانند ریا و نفاق را دربرمی گيرد.

پيامبر اسالم در توصيف این نوع شرک و پنهان بودن آن فرموده اند: شرک در ميان امت من پنهان تر از حرکت مورچه ای در شب تاریک بر روی کوه صفا است. شرک جلی نيز همان است که فرد به صراحت خود را خداناباور می داند. در این حالت، تکليف او روشن است. آنارکوکاپيتاليسم بدون مفهوم توکل به خدا و فهم آزادی بدون دین، ممکن نيست.