Page 371
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 371 فکر می کنم دوباره داریم احساس اميد می کنيم، چون ارزش های کهن را می گيریم و دوباره نو می کنيم. و وقتی به آن ها حياتی تازه می دهيم، آن ها هم به ما حياتی تازه می بخشند. .حسی که تا اینجای کتاب دارم خيلی با این صحبت ریگان همخوانی دارد خدمات دولتی مثل سوسيس کالباس می مانند: نمی دانی گوشت واقعی اش کجاست، دل وروده و آشغال گوشتش کجاست، ولی مطمئنی برای سالمت ضرر دارد. در خدمات دولتی هم نمی دانی دقيقاً کدام بخش از کدام پول تو، به چه ميزان، کجا هزینه شده است. اگر بنشينی هزینه ها را تقسيم کنی، می بينی یک صدور کارت ملی را که بخش خصوصی می توانست با دانه ای ده هزار تومان جمع کند، بخش دولتی دانه ای پنج ميليون تومان برایش فاکتور کرده است. خدمات دولتی نه ارزان اند و نه رایگان؛ دوال پنج ال قبلش از جيبت برداشته اند و خبر نداری. آموزش باشد، سالمت باشد، م حيط زیست باشد، صدور کارت ملی باشد، فرقی نمی کند؛ صد برابر پولش را قبالً از تو گرفته اند. طبيعی است که این جماعت ناروشنفکران .پرورش یافته دولت نيز بهتر از سوسيس کالباس ها نيستند خانواده، پدر و مادر، و پاکی ذات انسان ما ممکن است از پدر یا مادر در کودکی آسيب دیده باشيم. اما اگر بزرگ شدیم و فهميدیم اشتباه کردند، باز باید بفهميم که موهبت وجود ما از عدم و نيستی، توسط آن ها بوده است. ما به پدر و مادر باید نيکی کنيم، چون می خواهيم به خودمان و دیگران ثابت کنيم انسان اراده آزاد دارد و الیق آزادی و رهایی از دولت است. چون می ،خواهيم ثابت کنيم ذات انسان پاک است. اگر ذات انسان پاک نباشد دیگر وجود و مداخله دولت را شر الزم و ضروری می دانيم، نه موقت.
به همين دليل سيلی از پيام ها دارم که یا به دین برگشته اند، یا با پدر و مادر آشتی کرده اند، یا حال روحی شان بهتر شده، یا متدین بودند اما االن تازه صد پله دین برایشان باارزش تر شده است. در دنيایی که با کوبيدن پدر و مادر و خانواده و دین پول درمی آورند و محبوب می شوند، خالف جهت رودخانه دارم شنا می کنم و مسير رودخانه را هم برعکس می کنم. آزادی اقتصادی به عنوان زیرساخت آزادی های دیگر آزادی اجتماعی و مدنی و سياسی بدون آزادی اقتصادی، تبدیل به منبع فساد می شود. بازار آزاد بدون بانکداری آزاد و پول خصوصی و خروج پول از انحصار دولت، توليد فساد و رانت و سرمایه داری رفاقتی می کند. آزادی اقتصادی است که به تعادل عرفی آزادی اجتماعی و مدنی و سياسی منتهی می شود.
پس خروج پول و بانکداری از انحصار دولت، پيش ًنياز آزادی اقتصادی است. ما در تمام دنيا هنوز آزادی اقتصادی و در نتيجه، کال آزادی و اخالق نداریم.
آزادی اقتصادی جز در آمریکا و ایران تقریباً در تمام دنيا نيست. ساختار پيچيده مالياتی و نظارتیِ سنگين اروپا و روسيه و چين و مدا خالت وسيع در زندگی مردم، مانع از آزادی در این نقاط می شود. آمریکا هم همين مشکل را دارد، ولی قانون اساسی قدرتمند و آزادی اسلحه