Page 455

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 455 فلسفه بدون فهم ،علوم کامپیوتر و نوروساینس خزعبالتی مفت است بارها نوشته ام و باز هم می نویسم: دیگر هيچ کس نمی تواند ادعای فيلسوف بودن بکند، اما علم کامپيوتر و نوروساینس را همزمان بلد نباشد؛ عالوه بر سایر ملزومات خود فلسفه و منطق. بزرگ ترین و پيچيده ترین صورت .مسئله بشر، بحث اراده آزاد و خودآگاهی است بدون آگاهی به این دو حوزه، اسم طرف را نمی شود گذاشت فيلسوف؛ حتی اگر هزاران تأليف داشته باشد، چون همه شان در نهایت حرافی های مفت درمی آید . بعثت پيامبر و ناممکن بودن یک فرمال سيستم کانسيستنت در۱۴۰۰

سال پيش بدون منشأ الهی امروز روز بعثت پيامبر است. من برای نظریه خودم از حوزه های مختلفی استفاده کردم که در آن زمان اصالً وجود نداشت.

غيرممکن است بتوانی۱۴۰۰ سال پيش، با بی سوادی، یک فرمال سيستم کانسيستنت بنویسی. نخبه دو عالم هم باشی، نمی توانی. برای من محرز است که این غيرممکن است. از طرفی، با توجه به قضایای گودل هم در بخش های بعدی، ثابت خواهم کرد که منشاء دین، وح ی نبوی و الهی است و .تفاوت وحی الهی با وحی شيطانی عرفا چيست نگارِ من که به مکتب نرفت و خط ننوشت / به غمزه مسأله آموزِ صد مُدَرِّس شد تشابه هوش مصنوعی توتاليتر با تجربه زیسته و راه کار آینده ایران اگر انسان، یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی برای حقوق مالکيت فردی، برای هوش مصنوعی نداشته باشد، به طریق اولی برای خودش هم نداشته است. بحران از آنجا ناشی می شود که هوش مصنوعی توتاليتر، در یک دوی ماراتن امدادی، ادامه مسير انسان را پيش .خواهد رفت وقتی در یک کشور یا اجتماع انسانی، نظم اجتماعی به گونه ای باشد که همگی" والیت مطلقه انسان بر انسان، به شکل والیت مطلقه ،دموکراسی، والیت مطلقه فقيه، والیت مطلقه حزب کمونيست چين، والیت مطلقه ليبرال دموکراسی، والیت مطلقه دیکتاتوری پرولتاریا یا والیت مطلقه پادش اهی" را پذیرفته باشند و"شهروند مسئوليت پذیر اطاعت گر" شده باشند، در این کشورها یا ملت ها، اگر تدریجاً یا ناگهانی، دستگاه حکومتی با هوش مصنوعی جایگزین شود کسی متوجه نخواهد شد! چون به هر حال شهروند مسئوليت پذیر باید اطاعت کند و نباید"چرا بپرسد" حتی اگر"حق.وق مالکيت فردی و اراده آزاد او نقض شود "

آن جا است که این صحبت من خودش را نمایان تر می:کند برای آینده زندگی خودمان، اگر بر سر یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی، برای حقوق مالکيت فردی، به توافق نرسيم و نظم اجتماعی خودمان را بر اساس حقوق مالکيت فردی ایجاد نکنيم و ساختار حکمرانی دولت را به گونه ای که در اواخر کتاب عرض خواهم کرد، تبدیل به یک دولت ناتوان از انحصارگری در دین و علم و مالکيت (به خصوص زمين) نکنيم، در ادامه مسير جهان در گذر