Page 290

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 290 تراکم باال← درهم تنيدگی مالکيت ها و فضاهای مشاع← افزایش ریسک آسيب جانبی← دشواری تشخيص سریع موقعيت دفاعی← نياز بيشتر به قواعد، آموزش، و مهار عقالنی پس اگر در شهر بزرگ مشکل پدید می آید، نباید آن را فوراً به خودِ آزادی سالح نسبت داد. بخش بزرگی از مسئله، محصول فرم شهری متراکم، ساختار هرمی شهرسازی، و تضعيف مرزهای روشن مالکيت است. شهر هرچه بيشتر به سمت برج ِسازی، فشردگی، و زندگی مشاعِ اجباری برود، اعمال همه حقوق ،طبيعی از جمله حق ،دفاع پيچيده تر و پرهزینه تر می شود.

نسبت مشاعات با محدودیت سالح در نظریه آزادی باید این اصل به صراحت گفته شود: هرجا مشاعات بيشتر باشد، ناگزیر قوانين محدودکننده سالح شخصی نيز بيشتر می شود. در چنين محيطی، نه فقط حمل سالح، بلکه نوع سالح نيز طبيعتاً محدودتر می گردد. علت روشن است: هرچه قلمروهای خصوصی کمتر و فضاهای مشترک بيشتر شود، خطر سرایت دفاع به دیگران و تبدیل آن به اخالل در نظم عمومی افزایش می یابد.

بنابراین، تفاوت اصلی این نيست که:

شهر کوچک← آزادی سالح خوب
شهر بزرگ ←

آزادی سالح بد بلکه تفاوت درست این است: شهر کوچک←

مالکيت روشن تر ←

اعمال ساده تر و باثبات تر حق دفاع شهر بزرگ← مشاعات بيشتر و مالکيت درهم تنيده تر← اعمال دشوارتر و محدودتر حق دفاع یعنی مسئله ،اصلی ساختار فضا و نظم مالکيت است، نه خودِ حق.

آزادی سالح و آبادگری زمين مرده از این جا یک نتيجه مهم به دست می آید :اگر کسی ِخواهان ِبرخورداری بيشتر از آزادی سالح ،باشد راه حل فقط مطالبه ِانتزاعی حقوقی نيست .باید اصلِ آبادگریِ زمين مرده و حقِ نخستين تصاحب گر نيز به رسميت شناخته شود. انسان باید بتواند، اگر چنين می خواهد، از محيط های فوق العاده متراکم و مشاع محور به محيط های خصوصی تر، با مشاعات کمتر و مراکز جمعيتی پراکنده تر منتقل شود.

آبادگری زمين مرده← نخستين تصاحب گر← گسترش قلمروهای خصوصی تر← کاهش مشاعات← امکان بيشتر برای آزادی سالح