Page 771
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 771 ۵ . سهم مدیریتی مشروط، قفل شده و عملکردی تعریف شود.
۶ . فروش به اشخاص حقوقی دولتی، شبه دولتی، خصولتی، بانکی و نهادی ممنوع شود.
۷ . سهام کارکنان در دوره گذار قفل موقت داشته باشد.
۸ . بازار داخلی محدود برای نقدشوندگی سهام کارکنان ایجاد شود.
۹ . مدیران در برابر کارکنان سهام دار پاسخ گو شوند.
۱۰ . امکان عزل مدیر، شکایت سهام دار و داوری خصوصی فراهم شود.
۱۱ . بنگاه ها از قيمت گذاری، مجوزهای زائد، انحصار و دخالت وزارتخانه ای خارج شوند.
۱۲ . زیان دهی پنهان ممنوع شود.
۱۳ . ورشکستگی حقوقی و بازسازی داوطلبانه ممکن شود.
۱۴ . بنگ اه ها بتوانند با پول آزاد، قرارداد چندپولی، انرژی مالکانه و بازار آزاد فعاليت کنند.
۱۵ . دولت از مالک، مدیر و قيمت گذار به ثبت کننده، داور و حافظ قرارداد تبدیل شود.
نتيجه بخش بنگاه ها هدف این برنامه، ساختن طبقه تازه ای از مدیران نوکيسه نيست. هدف، فروش دارایی مردم به شبکه های پولی و رانتی نيست. هدف، پخش عددی سهام ميان مردمی که هيچ قدرتی ندارند نيز نيست.
هدف این است که هر واحد اقتصادی، آموزشی، درمانی، صنعتی و خدماتی، از بی صاحبی دولتی خارج شود و صاحب واقعی پيدا کند؛ صاحبی که انسان زنده است، همان جا کار می کند، همان جا مسئوليت دارد، از سود آن بهره می برد، از زیان آن آسيب می بيند، مدیرش را می شناسد، می تواند مطالبه کند، و نسبتش با دارایی واقعی است.
وقتی کارخانه مالک واقعی پيدا کند، توليد معنا پيدا می کند.
وقتی مدرسه مالک واقعی پيدا کند، آموزش از دولت آزاد می شود.
وقتی بيمارستان مالک واقعی پيدا کند، سالمت از بوروکراسی بيرون می آید.
وقتی دانشگاه مالک واقعی پيدا کند، علم از ایدئولوژی و بودجه دولتی جدا می شود.
وقتی نيروگاه مالک واقعی پيدا کند، برق از دستور خارج می شود.
وقتی معدن مالک واقعی پيدا کند، بهره برداری با مسئوليت همراه می شود.
بنگاه آزاد، بنگاهی نيست که دولت آن را به ثروتمندترها فروخته باشد.
بنگاه آزاد، بنگاهی است که مالکيت و مسئوليت آن به انسان های واقعی برگشته باشد.