Page 155
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست
155
،مسئوليت های رابطه جنسی، به رابطه جنسی دست پيدا کند مشکل شما و بقيه چيست؟ این راضی و آن راضی و گور پدر ناراضی. اما
این ميل به برچسب بيماری زدن به افراد از همان ابتدا به ساکن، خود ميل به کنترل گری با استفاده از ابزار علم است. علم قرار است
رجحان های فردی ما را پاسخ دهد نه این که برای ما تعيين تکليف و تعيين حق
.و باطل کند
،در نتيجه بسياری از تراپيست ها و روانشناس ها و روانپزشک ها، هر کدام با روش شناسی خودشان
.به این چرخه باطل دامن می زنند در
موارد بسياری به افرادی برچسب بيماری زدند که آن فرد با تغيير شغلش دیگر شامل آن برچسب بيماری نمی شد، یا اگر فقط برای
برقراری رابطه جنسی یک نفر مانع زدایی شود که بتواند یک رابطه بدون نقض حقوق مالکيت دیگری برقرار کند اساساً نيازش به تراپيست
.از بين برود
از طرفی بسياری از این روانشناسان و تراپيست ها خودشان روابط سالمی ندارند و نمی دانم چطور می توان تضمين کرد که
بتوانند روان پيچيده یک انسان را
که پيچيده ترین چيزی است که در جهان تا امروز دیده شده است را با آچار و .انبردست درست کنند
مسائل روانی یک انسان متأثر از یک گراف پيچيده از عوامل مانند محل زندگی، نوع شغل، پيچيدگی های مغز خود شخص و بسياری
عوامل پيدا و نهان باشد که من به کررات دیده ام که اصال این جماعت رعایت نمی کنند. آن ها مانند مرشدان ،و عرفای دارای رتبه باال
فقط دنبال پيروانی می گردند که به طور ثابت یا حتی موقت یک درآمدی برایشان حاصل کند و هر از گاهی برای تزریق این ماده مخدر
.توهم زا به آنان مراجعه کند بله خوب است انسان مشورت کند، با روانشن اس مشورت کند و با دوستان صدیق و خانواده و هرکس که
.می تواند بخشی از پازل مشکالتش را تشخيص دهد مشورت کند
اما عمده تراپيست ها و روانشناسان و روانپزشکان، بر پایه نگاه
پوزیتيویستی، اراده آزاد انسان را قبول ندارند و از این رو تمام تفاسير و راه حل هایی که ارائه می دهند، از جنس مهندسی انسان و کن ترل
گری است . به باور من، اکثریت آنان، تداوم روحانيون دینی تمام ادیان هستند که دین را انحصاری
کرده بودند تا فقط خودشان آن مفسر
،و کنترل گر باقی بمانند، تداوم مرشدان و عرفا هستند که یک مراجع مسخ شده و هيپنوتيزم شده
مانند کليس ا اعتراف کند و آنان به او
.سير و سلوک رهایی را به شکل کاناليزه شده بدهند
از این رو، اگر شما همين اصول دین را پذیرفته باشيد (با غایت این که این اصول، اصول تضمين یک نظام صوری منسجم برای آزادی و
حقوق مالکيت هستند) هزینه تراپيست و این بازی ها برای شما به شکل چشم گيری کاهش پيدا می کند. پذیرش این نکته که انسان دارای
اراده آزاد است و در نتيجه این که نمی شود یک نظریه تا این حد پاسخگو باشد اما غلط
نتایج زیادی به دنبال دارد. از اضطراب هایی که
اروین یالوم از آنان نام برده است و انسان را روی هوا رها کرده است ، رها می شوید. اگزیستانسياليسم و این قبيل داستان سرایی ها همه
تالش هایی بودند که از دست دین خالص شوند تا کنترل گری را رواج دهند. هدفمند شدن زندگی، وجود مفاهيمی که هم دنيا را برای
شما مهم بداند و هم فراتر از مادیات به شما معنا بدهد (همان دليلی که به خاطر وجودش در مثال فروشگاه و نظریه بازی ها، آن شمش
)های طال را دزدی نمی کردید مواردی است که آن قدر آرامش بخش است و اضطراب ها را حذف می کند که بسياری از این تراپيست
ها را بيکار می کند. آن ها در خالء دین، نقش مرشدان جدید را تقبل کرده اند. ببينيد من یادآوری کنم که ما با علمی که بدون توافق
سر یک ميز برای ما تعيين تکليف کند مشکل داریم و
انسان باید مخ .تار باشد علمی را برگزیند که رجحان های زندگی او را محقق کند
در نتيجه اگر کماکان شما با همين سبک روانشناسان کنترل گر به رجحان های خود پاسخ می دهيد، مختارید و حق با اراده آزاد شماست